꧁علی یاسینی꧂
میشع منم توی رمان باشم سها؟؟؟ 😁😁
بله که میشه قربونت بشم فقط بیا پیوی
🎀دیو و دلبر🎀
🎀پارت اول🎀
مهسا: پاشید دیرتون میشه
اریانا: خوابم میاد
مهسا: حامی منتظرته بلند شو
سها: اولا حامیم دومن اقای صالحی
مهسا: یه کلام از مادر عروس تو پس چرا نمی گی اقای یاسینی هی علی علی می کنی
سها: من فرق می کنم
اریانا و مهسا:چه فرقی
سها: بلند شید به جای این مسخره بازی ها
مهسا: من که بلندم
#سها
صبحونه خوردیم و هر کی رفت سر کار خودش روز اول کاریم بود خیلی استرس داشتم
علی: سلام سلام به همه
سها: سلام اقای یاسینی
علی: سلام خیلی خوشحالم می بینمتون امروز رو فقط نگاه کنید از فردا بیاید تو کار
سها: چشم
#اریانا
رفتم پیش بچه ها و منتظر شدم حامی بیاد
وقتی اومد خواست اول تماشا کنم بعد باهاشون بزنم
بعد کار رفتم خونه خیلی روز خوبی بود
مهسا: چی شد چی شد
اریانا و سها: عالی بود
مهسا: خدا رو شکر
اریانا: دارم دیوونه میشم
مهسا: چرا؟
اریانا: خیلی واسم عجیب بود اولین روز کاریم حس خوبی نداشتم
مهسا: عاشق شدی؟
اریانا: خدا نکنه
سها: کی عاشق شده
اریانا: هیشکی
سها: مهسا چی میگفت پس؟
اریانا: هیچی
ببخشید کوتاه شد چون میخواستم از فردا شروع کنم ولی دلم نیومد بزارم فردا کوتاه شد
🎀دیو و دلبر🎀
🎀پارت دوم🎀
مهسا: سها خانم روز شما چطور بود
سها: هیچی علی گفت امروز فقط نگاه کن
مهسا: اهان
اریانا: اولا علی اقا دومن اقای یاسینی
مهسا: ول کنید بریم شام
سها: روز تو چطور بود
مهسا: خوب بود یه پسره اومده بود پیشم فامیلیش یاسینی بود علی برادر نداره؟
سها: نمیدونم
اریانا: حامی که نداره
سها: ما الان راجب حامی حرف زدیم؟
اریانا: نه
مهسا: پس چی میگی
اریانا: هیچی بریم شام