ولی یه روزی یجایی، یجوری بغلت میکنم که نفوذکنی لابهلای رگای قلبم وتاآخرش همون جاخونه کنی وزندگی کنی.
همه درونگراهاحوصله ندارن زیادباکسی صحبت کنن ولی یکی توزندگیشون هست که آرزومیکنن ساعت آرومتربگذره، تابیشتربااون یه نفرحرف بزنن.
وابسته شدن که دست خودآدم نیست، یهوبه خودت میای میبینی تاخِرخره توفکروخیال طرف غرق شدی.