هدایت شده از پِرگرین.
شاید خودت ندونی ولی شاید الان یکی داره
با خودش کلنجار میره که تورو فراموش کنه.
اگر چه درد زیاد است در دلم اما نگفتن
از تو برایم هنوز دشوار است ..
اگرچه در دل من اشتیاق دیدن توست
همیشه روی لب تو خدانگهدار است :)
من برای تو گریه نمیکنم تو ارزشش رو نداری من گریه میکنم چون توهمی تو ذهنم از کسی که تو بودی داشتم با حقیقتی که واقعا هستی متلاشی شد ..
در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست
میرسم با تو به خانه از خیابانی که نیست
چای میریزم برایت توی فنجانی که نیست
باز میخندی و میپرسی که حالت بهتر است
باز میخندم که خیلی گرچه میدانی که
نیست :))