جیره غذایی اونا بعد از روز پنجم دیگه مصرف نشده بود. اتاق از گاز پاکسازی شد و با هوای تازه پر شد، که یهو اون آدما شروع به صحبت از طریق میکروفونا کردن. 3 نفر از اونا التماس میکردن که گاز رو دوباره به اتاق تزریق کنین.
@darktheory
در اتاق باز شد و سربازا برای چک کردن اون آدما وارد اتاق شدن. اونا یهو شروع کردن با صدای بلند جیغ کشیدن و سربازا هم که ترس و وحشت توی اتاق رو دیدن فریاد میکشیدن.
4 نفر از اون 5 نفر هنوز زنده بودن.
تیکه های گوشتِ بدن نفر پنجم که مرده بود رو توی مجرای تخلیه گذاشته بودن بود تا مسیر آب مسدود بشه. تقریبا تا 4 اینچ کف اتاق را آبی که معلوم نبود چند درصدش خونه، پوشونده بود.
@darktheory
حتی 4 نفر دیگه که زنده مونده بودن قسمتی از پوست و گوشتشون روی زمین پخش شده بود. وضعیت وحشناک بود و حتی استخون انگشتاشون هم توی پوست و گوشت همدیگه مشخص بود. اونا با دستاشون همدیگه رو پاره کرده بودن :/
@darktheory
اندامای زیر قفسه سینه هر چهارتاشون درومده بود. قلب، ریه ها و دیافراگم اونا سرجاش بود ولی پوست و بیشتر ماهیچه ها که به دنده هاشون متصل بود ، کنده شده بود.
اونا همۀ رگهای خونی و اندامهای داخلیشون رو دراورده بودن و روی زمین گذاشته بودن ولی بهشون دست نزده بودن. معلوم شد که اونا توی این مدت پوست و گوشت همدیگه رو میخوردن :/
@darktheory
بیشتر سربازا از نیروی ویژه روسیه بودن ولی بیشتر اونا نمیخواستن دوباره وارد اتاق بشن. کسایی که زنده مونده بودن جیغ میکشیدن و التماس میکردن که گاز رو دوباره به اتاق تزریق کنین، ما باید بیدار بمونیم…
@darktheory
در کمال تعجب، وقتی سربازا میخواستن اون ادما رو از اتاق بیرون بیارن، اونا به شدت میجنگیدن. یکی از سربازا رو گلوش رو پاره کردن و کشتن.
یکی دیگه از سربازام بخاطر پاره شدن بیضه هاش مجروح شد. یکی دیگه از سربازام بعد از چند روز خودکشی کرد ، و جمعا 5 نفر دیگه هم جون خودشون رو از دست دادن.
@darktheory
توی مبارزه یکی از اون چهار نفر طحالش پاره شد و بلافاصله خونریزی کرد. محققا سعی کردن اونو اروم کنن اما هیجوره نمیتونستن اینکارو بکنن.
به اون بیشتر از ده برابر مورفین دوز انسانی تزریق کردن اما هنوزم مثل یه حیوان وحشی می جنگید و دنده ها و بازوی یکی از پزشکا رو شکست.
حتی بعد از اینکه دیگه نمیتونست تکون بخورد به مدت 3 دقیقه داد میزد و می گفت “بیشتر” تا اینکه در آخر ساکت شد.
@darktheory
به یه نفر ، ده براااابر یه ادم معمولی مورفین تزریق کردن بعد داد میزده که بازم بیشتر بزنین🤦🏻♀
خدای من
3 نفر دیگه که زنده مونده بودن، به شدت تحت مراقبت قرار گرفتن و به یه مرکز پزشکی منتقل شدن. دو نفر که هنوز تارهای صوتیشون سالم بود، التماس میکردن که دوباره برن تو اتاق و گاز رو وارد اتاق کنن تا بتونن بیدار بمونن…
@darktheory
یکی دیگه از اونا که زخمای زیادی داشت به اتاق جراحی منتقل شد. وقتی میخواستن اندام هاش رو داخل بدنش بذارن معلوم شد که اون در برابر آرام بخشی که برای جراحی بهش زده بودن مقاومت کرده و کلا آرام بخشه روش هیچ تاثیری نذاشته :/
@darktheory
اون به شدت در مقابل گاز بیهوشی که براش اورده بودند مقاومت کرد، تا اینکه بالاخره پلکاش بسته شد و قلبش وایساد. توی کالبد شکافی مشخص شد که خونش سه برااااابر یه ادم عادی اکسیژن داشته.🤦🏻♀
ماهیچه هاش که هنوز به استخون هاش چسبیده بودن، پاره شده بود و 9 تا از استخون هاش شکسته بود.
@darktheory
نفر بعدی اولین نفری بود که توی اتاق شروع به جیغ زدن کرد و تارهای صوتیش پاره شد. تارهای صوتیش کلا از بین رفته بود و نمیتونست التماس کنه یا با عمل مخالفت کنه. فقط وقتی گاز بیهوشی بهش نزدیک میشد سرش رو به شدت به اطراف تکون میداد.
یکی از دکترا تهدیدش کردن که اگه نذاره بیهوشش کنن پس باید عمل رو بدون بیهوشی انجام بدن و اون قبول کرد😐 و توی تموم مدت ۶ ساعت عمل که اندام هاش رو تعویض کردن و با پوستی که ازش مونده بود اونارو پوشوندن، هیییچ واکنشی نشون نداد :/
@darktheory