eitaa logo
Dark theory | دارک تئوری
3.8هزار دنبال‌کننده
5.2هزار عکس
383 ویدیو
1 فایل
اینجا جاییست که شما باید باشید🤫🤯 با دیدی متفاوت به دنیا نگاه میکنیم... داستان ها یا اتفاقات عجیب و ترسناکی که براتون رخ داده رو برای ما ارسال کنید♥️ ارتباط با ما و ارسال سوژه: @nafear تبلیغات❤️👇🏼 https://eitaa.com/joinchat/2664825373C0af897ba7e
مشاهده در ایتا
دانلود
هر سه نفر رو به اتاق برگردوندن و منتظر بودن که چه تصمیمی براشون گرفته میشه. محققا که آزامیششون شکست خورده بود و نظامیا ازشون عصبانی بودن، پیشنهاد دادن که اونا رو بکشن. افسری که مونده بود، یک مامور سابق KGB بود و برعکس محققا میخواست ببینه اگه اونا دوباره به اتاق برگردن چه اتفاقی میفته. محققا به شدت مخالفت کردن، اما مخالفتشون رد شد. @darktheory
در کمال تعجب، هر 3 نفر وقتی فهمیدن که قراره دوباره به اتاق برگردن، دست از اعتراض کشیدن و ساکت شدن. معلوم بود که تلاش زیادی برای زنده موندن میکردن تا دوباره گاز رو تجربه کنن. درحالی که هر 3 نفر توسط یه کابل به مانیتورهای پزشکی وصل بودن، یکی از اون افراد با سرعت زیادی چشم هاش رو باز و بسته میکرد تا اینکه یکی از پرستارا دید که پلکاش رو کاملا بست و ضربان قلبش متوقف شد. @darktheory
تنها سوژه ای که میتونست صحبت کنه داد می زد که گاز رو همین الان باز کنین. امواج مغزی اون همون چیزی رو نشان می داد که شخصی که مرده بود قبل از بستن پلک هاش داشت. فرمانده دستور مهر و موم کردن 2 نفر توی اتاق رو با 3تا محقق داد. یکی از محققا که خیلی ترسیده بود و نمیخواست وارد اتاق بشه، به سرعت اسلحه‌ش رو گرفت و بین دوتا چشمای فرمانده شلیک کرد و بعد از اون، یکی از اون ۲نفر که ساکت بود رو کشت. @darktheory
درحالی که 2تا محقق دیگه از اتاق فرار کردن، او اسلحه‌ش رو به طرف سوژه ای که هنوز زنده بود نگه داشت و گفت: “من اینجا با این حیوونا نمیمونم.” با اشاره به آخرین نفری که زنده مونده بود پرسید: “تو چی هستی؟ من باید بدونم!” سوژه لبخند زد. @darktheory
“به همین راحتی فراموش کردی؟” سوالی بود که سوژه پرسید. “ما خودِ توییم. ما دیوونگی خوابیده درون اعماقِ حیوانی ذهن همه شماییم که برای آزادیش التماس میکنه. ما همون چیزی هستیم که شما هر شب از ترسش توی تخت خوابتون مخفی میشین.” محقق ساکت شد. بعد از اون قلبش رو نشونه گرفت و شلیک کرد. جریان مغزی سوژه درحالی که درحال مرگ بود و سعی می کرد چیزی بگه، صاف شد. “خیلی… نزدیک… به آزادی…” @darktheory
و بالاخره تموم شد🤦🏻‍♀ واقعا سر نوشتنش اعصابم هر لحظه خورد میشد
فکر نکنم خودمم بتونم بخوابم😕
اوکی رفقا اینم از داستان امشب ولی امیدوارم از این داستان لذت نبرده باشین چون اونجوری بهتون شک میکنم واقعا😐
خیلیاتون درخواست کرده بودین که بازم موزیک ۴۳۲ هرتز بذارم و منم تصمیم گرفتم هرشب یه آهنگ براتون بذارم :)
مهربونی، تو رو تبديل به زيباترين آدمِ دنيا ميكنه. مهم نيست صاحبِ چه چهره ای باشی! شبتون آروم♥️✨ @darktheory
سلام رفقا صبحتون بخیر🫀🍁