eitaa logo
دارالعلم
1.9هزار دنبال‌کننده
98 عکس
69 ویدیو
0 فایل
صفحه رسمی علامه بحرالعلوم آیت الله العظمی بروجردی و سایر علمای بروجرد ارتباط با ادمین: @meysam_yousefi تبادل : @jelveh_book
مشاهده در ایتا
دانلود
⚡️احترام قبر شاه عباس دوم ▫️نقل می کنند مرحوم آیت الله بروجردی رضوان الله تعالی علیه از محل درس داشتند می آمدند سلام بدهند خدمت حضرت معصومه سلام الله علیها به مقبره شاه عباس رسیدند. ▫️دیدند بعضی ها به قبر تکیه داده بودن ایشان اعتراض کردند فرمودند اینها به گردن تشیع حق دارند. 🎙آیت الله شب زنده دار 📷تصویر مقبره شاه عباس دوم در حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها @darol_elm
هدایت شده از دارالعلم
✔️فحش خوردن ▫️اگر کسی به ایشان فحش میداد ، ایشان در عوض به او کمک می‌کردند، می‌گفتیم آقا او به شما فحش داده و شما کمکش میکنید؟ می فرمودند : بگذار فحش بدهد . آدم بزرگ باید فحش بخورد . به رسول الله فحش می‌دادند من که علی محمد هستم. ▫️از خاطرات آیت‌الله العظمی حاج شیخ علی محمد نجفی بروجردی(از شاگردان آیت الله قاضی ) 📚فروغ فقاهت و عبودیت صفحه ۹۷ 🖇صفحه رسمی علمای بروجرد در ایتا @darol_elm
18.07M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚡️خطای نزدیکان رهبر معظم انقلاب: یکی از موارد مهم سلوک عملی ائمه جمعه مراقبت از نزدیکان و فرزندان است، که دچار اشتباه یا لغزشی نشوند. 🎙بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با ائمه جمعه سراسر کشور. 🖇صفحه رسمی علمای بروجرد در ایتا @darol_elm
13.08M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠حریم امامت ▫️حفظ حریم امامت و ولایت در سیره و روش آیت الله العظمی بروجردی 🎙دربیان حجت الاسلام والمسلمین قرائتی (حفظه الله ) 🖇نکات ناب از سیره اخلاقی آیت‌الله العظمی بروجردی @darol_elm
💠تشویق طلاب ✍️ آیت الله سید احمد مددی : 🔸 آیت الله سیستانی به من می‌فرمودند: درس آقای بروجردی می‌رفتم. جوان هجده ساله‌ای بودم و ریش هم نداشتم. آقای بروجردی برای تشویق طلاب، می‌گفتند: اگر اعتراضی یا سؤالی دارید مطرح بکنید. روز بعد، آنهایی که مهم بود را در درس بیان می‌کردند. 🔹 آقای سیستانی می‌گفتند: گاهی اوقات من اشکال می‌کردم، روز بعد ایشان می‌خواند، من را هم نمی‌شناخت . من یک طلبه هجده ساله! ریش هم نداشتم! آقای بروجردی می‌فرمودند: بعضی از «اعاظم» این طور نوشتند به من! من از خجالت سرم را پایین می‌انداختم. 🖇کانال دارالعلم در ایتا @darol_elm
هدایت شده از خاشعین
⚡️نیمه شعبان شب و روز نیمه شعبان بافضیلت است اعمال و اوراد و اذکار وارده در این شب را از دست ندهید. مفاتیح الجنان صفحه ۲۶۷ تا ۲۷۵ 🔗خاشعین (نفحات جان بخش اولیای الهی ) @khashein
هدایت شده از دارالعلم
🔰 حسینیه آیت الله العظمی بروجردی در سامرا و عنایت امام زمان ارواحنا فداه ▫️رؤیایی صادقه از آقای حاج ابوالقاسم کوپایی (ره) 👇👇👇👇👇
هدایت شده از دارالعلم
🔰 حسینیه آیت الله العظمی بروجردی در سامرا و عنایت امام زمان ارواحنا فداه ▫️رؤیایی صادقه از آقای حاج ابوالقاسم کوپایی ره ✅ در یکی از روزها که خدمت حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی مشرّف بودم، سخن از آیت الله العظمی آقای بروجردی اعلی الله مقامه و خدمات ایشان شد. صحبت از حسینیه سامرا که به امر آن مرحوم بنا شده بود به میان آمد. آقا در ضمن صحبت‌ها، خوابی را که مرحوم آقای حاج ابوالقاسم کوپایی مقسّم شهریه آیت الله العظمی بروجردی در اصفهان، برای ایشان نقل کرده و سپس به درخواست معظم له نوشته بودند بیان کردند. ◀️ شرح آن رؤیای صادقه این‌چنین است: «در شب چهاردهم رمضان ۱۳۷۴ که ساختمان حسینیه تمام شده بود و مشغول نقاشی اطاق‌ها بودند، در اصفهان، شبی خواب دیدم در سامراء هستم و این حسینیه بزرگ شده بود به‌اندازه مدرسه چهار باغ اصفهان و اطاق‌های آن هم، مثل اطاق‌های مدرسه، منتها عوض کاشی‌ها تماماً کاشی‌های طلا بود. من درب در ورود ایستاده بودم. همان سید بزرگوار عمامه سیاه که قبلاً در نجف خواب دیده بودم وارد حسینیه شدند و رفتند تا میان حسینیه. ایستادند به من فرمودند: بیلان اشخاصی که کمک به این ساختمان نموده‌اند بده. 🔹 من با اینکه هنوز بیلانی تهیه نشده بود، در خواب، کاغذی که اسامی همه آنهایی که وجه داده بودند خدمتشان دادم. دیدم کلیه آنهایی که کمک نموده‌اند اطراف آقا جمع شدند. آقا دست بلند فرمودند و اول نام حضرت آیة الله بروجردی بود. دو دعا فرمودند و یک یک اشخاصی‌که کمک نموده بودند تا شخص آخر که ده تومان داده بود همان دو دعا را فرمودند (دعا از نظرم رفته است). 🔸 نظر مبارک را از قبله برگردانده و روی به کمک کنندگان فرمودند: بروید در اطاق‌های خودتان منزل کنید؛ مثل اینکه اطاق‌های آنها مشخص و معیّن بود. هر کدام به اطاق‌های خود رفتند از آن جمله مرحوم حاجی محمّد حسین معتمدی که کمک زیادی به خرید زمین و ساختمان حمامین سامراء و حسینیه سامراء نموده بود. ⬅️ همین قسم که بنده از مقابل اطاق او عبور می‌کردم مرا صدا زدند. رفتم به اطاق ایشان، گفتم: عجب اطاق‌هایی که یک درب باغ، پشت اطاق‌ها می‌باشد. فوراً درب مقابل را باز نمود گفت از این باغ محل آنها بهتر هست؟ دیدم عجب باغی است؛ زمین آن تماماً از گل و ریاحین پوشیده و در حدود سه متر از زمین بالاتر مفروش به فرش‌های زربفت و تمام درختان میوه، مثل آن‌که ریشه آنها به بالا و سردرخت‌ها نزدیک فرش ها که هر کس می‌خواست میوه بخورد به آسانی از درخت میوه می‌گرفت. دو نفر را آنجا دیدم یک مرد و یک زن؛ لذا پرسیدم اینها چه کسی هستند؟ گفتند: این مرد، پدرم و آن هم مادرم است. حقیر پدر ایشان را ندیده بودم و آن موقع عکس هم نبود ولی نشانه‌های او را صبح که خواب برای ایشان نقل کردم از خال صورت و چشم‌های پدر ایشان گفتم، تصدیق به مطابقت پدر خود نمودند. 📚 محضر آفتاب، نکوداشت مرجع عالیقدر آیت الله العظمی حاج آقا لطف الله صافی گلپایگانی قدس سره/ به‌کوشش: محسن اکبری شاهرودی. صفحه نشر آثار و افکار آیت الله العظمی بروجردی در ایتا 👇👇👇👇 eitaa.com/joinchat/3150512315Cc21bad2f80
هدایت شده از خاشعین
▫️الهی حاجتم را رد مکن،و چشم امیدم را از درگاهت محروم مفرما و امید وآرزویم را از لطف و کرمت قطع مگردان. ✍️فرازی از مناجات شعبانیه 🔗خاشعین @khashein