'حوض ِ ایلیـــاء-
الان بهتون بدهڪارم دیگه؟ باشه . . آقا میخواستم در رابطه با دهه فجر و انتخابات چندتا مطلبو عارض شم
اما دوم دومی میگم
بحث پر چالش انتخابات
هر عضوی از جامعه باید بدونه که انتخاب حق شه و انتخابات هم فرصت این انتخاب...
گاهی پیش اومده توی روزمرگی هامون حق انتخاب رو میدیم به اطرافیانمون و به اونا اجازه تصمیم گیری در مورد خودمونو میدیم.
پیش اومده که از نتیجه هم راضی نبودیم و انداختیم گردن تصمیم گیرنده !
تو جامعه هم همینطوره، وقتی که ما حق انتخاب خودمونو رو به بقیه میدیم ، نباید انتظار داشته باشیم اون چیزی که ما میخوایم اتفاق بیوفته .
ما در این صورت حق هیچ گونه اعتراضی به انتخاب و پیامد هاش نداریم !
اما اگه حق مونو از خودمون غصب نکنیم ،
اولا حواس جمعی و بیداری مونو نشون دادیم
دوما گفتیم که ما و آیندمون مهم هستیم .
هدایت شده از فرکانس ((:
ما خمینی ندیده ها؛ خامنه ایِ عزیز را، عزیزِ جانِ خود میدانیم...🇮🇷❤️
#ایران_قوی
‧₊•⤷⊹@ferekanc|•₊
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
بوی خون خشکیده روی دیوار
صدای آمبولانسای خسته
چشمای خاک گرفته
موهای پریشونی که خیلی وقته آشفتهست
لب هایی که ظاهرا چندشب و روزه
با آب دهن تر میشن
پاهایی که کوفته شدن
پوست سفید و نرم دستایی که
چیزی شبیه سمباده شدن
لباسی که پارهست و شاید خونی
کاپشنی که اتفاقا صورتیه
پاره شده ، پنبه هاش ریخته بیرون
گوشواره هایی که قلبیه از قضا
قلبای قرمز
آشنا نیستن ؟
چرا هستن..
اما خب
شاید تلخه
شاید بربخوره بهمون
عزت نفسمون خدشه دار بشه
چند دقیقه نگران بشیم
ضربه روحی بخوریم
اما بذار برخوریم که نوش جونمون
بذار تو یکی حداقل یادت نره
یه گوشه تو این کره آبی
دقیقا تو متراکم ترین نقطهاش
یه دختر بچه -شاید همسن دخترتو-
ایستاده میخوابه
با چشم باز میخوابه
با ترس میخوابه
کفشاشو گم کرده پا به برهنه
تو کوچه خیابون فرار میکنه
عروسکشو گم کرده جاش
آجر تو بغلش میخوابونه
دست میکنه تو موهاش
گره موهاشو باز کنه
دردش میاد گریه اش میوفته
نمیدونه به کی بگه آخ ...
شبا سرشو بالا میگیره
جا ستاره باید موشک بشماره
دلش ضعف میره واسه یه تیکه نون
چشماش داد میزنه گشنشه
ولی چیزی نیست که بخوره
یادش میوفته پاستیل خوردناشو
حواسشو بلد نیست به چیز دیگهای پرت کنه
دستاشو نمیدونه از سرما کجا باید قایم کنه
یادش رفته چی شده که اینطوری شده
انقدر ترسیده که گاهی حتی
سایهشو رو دیوار میبینه
میخواد بزنه زیر گریه
اما بعضی وقتا هم با همون سایه
میشینه درددل میکنه واسش تعریف میکنه
هرچی رو که دیده و شده
#فلسطین
'حوض ِ ایلیـــاء-
بوی خون خشکیده روی دیوار صدای آمبولانسای خسته چشمای خاک گرفته موهای پریشونی که خیلی وقته آشفتهست ل
بیذوقی و متن خالی از استعاره و تشبیه رو بذارین به حساب تعجیل زمان واسه چپوندن حقیقتای تلخ دوروبر ، تو ذهن پر از خالی .
enc_16770599392413112111254.mp3
3.73M
ڪشتۍ نجـات عآلـم توے آب افتـاد ؛)♥️
حال مردمڪ چشمای جفاڪارانت خوب نیست
ناس نشسته یا خناس در آنها .. ؟
گاهی وقتا فرقی نمیڪند
اصل قصه اینجاست ڪه نبودن تو در این چشم ها ، دارد ڪورشان میڪند.