eitaa logo
درس اخلاق در محضر بزرگان
853 دنبال‌کننده
7.3هزار عکس
2.1هزار ویدیو
109 فایل
الهی به امید تو.... #یک کانال به جای چندین کانال داشته باش اخبار و مطالب متنوع و رویدادهای بروز, احادیث و فضایل ائمه علیهم السلام، سیرو سلوک،سخن بزرگان،ترفندهای خانه داری و...........💕💕💕
مشاهده در ایتا
دانلود
🔰کسی را امتحان نکنیم . ♻️ استاد پناهیان : 👈 ما هر کدام به سهم خود عامل امتحان اطرافیان‌مان هستیم ، بهتر است سعی کنیم تا آنجا که می‌توانیم کسی را امتحان نکنیم و اگر امتحان کردیم سختگیرانه برخورد نکنیم، تا خدا نیز در امتحانات ما سختگیری نکند. 🔹 بخشیدن خطای دیگران، پاک کردن نتیجهٔ بدِ امتحانِ آنهاست، همان که از خدا برای خود می‌خواهیم ... 👌❤️👆
🔰 ای عزاداران، عزاداری قبول 🔰 گریه ها کردیم بر آل رسول(ص) 🔰 با محرم، با صفر، کردیم وداع 🔰 تهنیت گوییم به زهرای بتول(س) 🌸 حلول ماه ربیع الأول مبارک باد 🌸 @darseakhlaghebozorgan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔸 | اهدای گل و ماسک در معابر شهر تهران به مناسبت هفته نیروی انتظامی https://eitaa.com/joinchat/692322305C94913cbdfa 👌🌸👆
بسم الله الرحمن الرحیم هفته گرامی باد. نیروی انتظامی، مظهر و تجسمی از وظیفه شناسی همراه با عزت و سربلندی و نیز ضامن امنیت و آرامش مردم است. https://eitaa.com/joinchat/692322305C94913cbdfa 👌🌸👆
5.44M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌺سخنان رهبر معظم انقلاب پيرامون ماه ربیع الاول. التماس دعای فرج https://eitaa.com/joinchat/692322305C94913cbdfa 👌🌸👆
🌷گرامی باد یاد و خاطره ی شهدای مدافع وطن و امنیت نیروی انتظامی ... که امنیت امروز کشورمان را مدیون جانفشانی های آنانیم... روحشان شاد و راهشان پر رهرو باد... شادی روحشان @darseakhlaghebozorgan 💐 👌🌸👆
من یک معلم هستم، ما در تعطیلی به سر می‌بریم !! صبح یکساعت زودتر از شروع کلاس بیدار میشوم و مشغول بارگذاری ویس ها ومحتواهای اموزشی هستم که شب گذشته برای ضبط آنها تا پاسی از شب بیدار بوده ام. از ساعت ۹صبح تورنومنت مسلسل وار کلاس هایم شروع میشود بدون حتی چند دقیقه فاصله برای سر کشیدن یک فنجان چای سرد شده، یک تنه پاسخگوی ۴۰ دانش آموزم که بیشترین مهارتشان در سرعت چت کردن و کمترین حواسشان به یادگیری است. بی وقفه تا ساعت ۳ تایپ میکنم، معمولا چند دقیقه فاصله بین کلاسها دلم خوش است به اینکه بچه ها را با جملات محبت آمیز بدرقه کلاس بعدی کنم و با یک خداحافظی شیک بدرودشان گویم، بلافاصله و با عجله به کلاس بعدی میروم تا محتوای آموزشی آن را با سرعت لاک پشتی نت و کندی پیام رسان های داخلی بارگزاری کنم .... حالا تایم رسمی مدرسه تمام شده و قسمت سخت ماجرا تازه شروع می‌شود. باید پیگیر غیبت هایشان باشم و همچون مبصر مظلومی پاسخگوی جیم شدن های گاه وبیگاه برخی شاگردان شیطون به مدیر و معاون محترم مدرسه ..‌‌‌.. الان ساعت نزدیک ۳ هست، هنوز نهار نخوردم و همسر و فرزندانم سر سفره خالی چشم انتظار دستپخت من هستند. بعد نهار باید به صدها پیام خصوصی که شامل سوالات و اشکال های بچه هاست پاسخ دهم و سپس تکالیفشان را بررسی و آزمون هایشان را تصحیح کنم و نتیجه را مرتب و لیست شده در گروه ارسال کنم تا جوابگوی نگرانی های اولیا باشد، خدای من .... همه انتظار پاسخ سریع دارند و من فقط یک نفرم .... ساعت ۷ شب شد و باید شروع به ضبط ویس های تدریس فردا کنم، محتوای آموزشی و سوالات آزمون فردا را آماده میکنم و به این فکر میکنم که این حجم از محتوا را با چه ترفندی در تایم محدود یک کلاس آنلاین مدیریت کنم. هی صدا ضبط میکنیم، تخته‌نوشته میفرستیم، word را pdf و pdf را به عکس و عکس را به word تبدیل میکنم. آزمون آنلاین طرح میکنم، پاورپوینت میسازم، فیلم میگیرم و .... نه میکروفن دارم و نه گوشی خوبی که پشتیبان حجم بالای فیلم ها و محتوای آموزشیم باشد، با کمترین امکانات آن هم نه یک بار، نه دوبار، گاهی، چند بار فیلم میگیرم و صدا ضبط میکنم تا بلکه یکی خوب از آب در بیاید. مبادا مثل ماجرای "آیلاند" دستمایه طنز شود. چشمانم خیلی میسوزد، از درد چشمانم سرم درد می گیرد، درد کمر و آرتروز گردن امانم رو بریده ...... البته بگویم یکروز یا یک ساعت هم کلاسم را تعطیل نکرده ام مرتب و منظم و با تمام توان راهم را ادامه داده‌ام و می‌دهم .... گوشی ام سنگین شده و بسختی روشن میشود، وسط کلاس هنگ میکند و خاموش میشود .... باطری اش باد کرده .... نمیدانم چند روز دیگر دوام می آورد. بیش از یک هفته است که وقت نمیکنم پیامهای دوستان و خویشاوندانم را بخوانم و پاسخ محبتهایشان را بدهم. وای خدای من .... از همسر و فرزندانم که بکلی غافل شده ام و متهم به بی مهری بی توجهی ام و سر افکنده از صبوری آنها. اگر بتوانم ناهار یا شام مختصری درست کنم و سر سفره بگذارم خوشحال میشوم چون کار بزرگی کرده ام. همه اینها یک طرف .... عده ای از اقوام میگویند "این روزها خوب استراحت میکنید!" راستی خبر امروز را شنیدی؟ اخبار گفت پس از بازگشایی مدارس باید این تعطیلی ها را جبران کنید ... خدایا به امید تو ..... ✍درد دل یک معلم😔 توی این روزهای کرونایی به جای قضاوتهای نابجا و ناحق هوای زحمات و دلهای همدیگه رو داشته باشیم❤️💞💞💞 @darseakhlaghebozorgan 💐 👌🌸👆
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔹اولِ ربیع‌الاول، سالگرد لَیلَةُالمَبیت🔹 🔸حاصل ساعت‌ها گفتگوی چهل دانای کارآزموده در «دارُالنّدوه» این بود که از هر قبیله یک نفر در قتل محمّد شرکت کند و همگی باهم او را قطعه‌قطعه کنند؛ تا بنی‌هاشمِ ناتوان از جنگِ با ده‌ها قبیله، به گرفتن دیه راضی شود. 💠 لَیلَةُ المَبیت💠 @darseakhlaghebozorgan شبی که امام علی(ع) برای حفظ جان پیامبر(ص) در بستر ایشان خوابید. مشرکان قصد داشتند در این شب دسته‌جمعی به خانه پیامبر حمله کنند و او را به قتل برسانند. به درخواست پیامبر(ص)، امام علی(ع) در بستر ایشان خوابید و در نتیجه مشرکان متوجه عدم حضور پیامبر نشدند و رسول خدا(ص) توانست در آن شب به سمت یثرب هجرت کند. بسیاری از ، شأن نزول آیۀ ۲۰۷ سوره بقره را این فداکاری امام علی در لیلة المبیت دانسته‌اند. تاریخ این ، شب اول ماه ربیع الاول سال سیزدهم یا چهاردهم  ذکر شده است. ❇️نقشه قتل پیامبر (ص) جمعی از قریش در  جمع شدند تا درباره نوع برخورد با پیامبر (ص)  تصمیم بگیرند. در نهایت طبق خواسته ابوجهل، تصمیم گرفته شد از هر قبیله جوانی دلیر انتخاب شود و شبانه بر پیامبر (ص) حمله کنند و دسته‌جمعی او را در خانه‌اش بکشند؛ زیرا در این صورت، خون او در میان همه قبایل پراکنده می‌شد و  که خاندان و خونخواهان پیامبر بودند، نمی‌توانستند با همه طوایف بجنگند و ناچار مجبور می‌شدند به گرفتن دیه رضایت دهند.  طبق برخی نقل‌ها،  نیز به شکل پیرمردی در این جلسه حاضر شد و را راهنمایی کرد. @darseakhlaghebozorgan ❇️نزول آیه و آگاهی پیامبر(ص): به دنبال تصمیم قریش بر (ص)، جبرئیل بر پیامبر (ص) نازل شد و او را از نقشه مشرکان آگاه ساخت و دستور خداوند برای هجرت را ابلاغ کرد. در آیه ۳۰ سوره انفال آمده است: و [ياد كن‌] هنگامى را كه كافران در باره تو نيرنگ مى‌كردند تا تو را به بند كشند يا بكشند يا [از مكه‌] بیرون كنند، و نيرنگ مى‌زدند، و خدا تدبير مى‌كرد، و خدا بهترين تدبيركنندگان است. بنابراین پیامبر (ص) تصمیم گرفت قبل از آمدن مشرکان، خانه خود را به طرف  ترک کند. 💠ماجرای لیلة المبیت:💠 @darseakhlaghebozorgan در شب اول ماه ربیع الاول پیامبر (ص) برای آنکه مشرکان از او آگاه نشوند، به علی(ع) فرمود: «مشرکان می‌خواهند امشب مرا به قتل برسانند، آیا تو در بستر من می‌خوابی تا من به غار ثور بروم؟» امام علی(ع) گفت: «در این صورت شما سالم می‌مانید؟» پیامبر (ص) فرمود: «آری.» علی (ع) تبسمی کرد و  شکر به جای آورد، وقتی که سر از سجده برداشت عرض کرد: «آنچه را که مأمور شده‌ای انجام ده که چشم، گوش و قلبم فدای تو باد...»  سپس پیامبر (ص)، علی (ع) را در آغوش گرفت و هر دو گریه کردند و از هم جدا شدند. ❇️وقتی علی(ع) در بستر پیامبر (ص) خوابیده بود، جبرئیل در بالای سر او و  پایین پای او آمدند و جبرئیل گفت: «خوشا به حال کسانی چون تو‌ ای فرزند ابو طالب! که خدا در برابر فرشتگان به تو مباهات می‌کند.» 💢مشرکان از ابتدای شب، خانه پیامبر (ص) را محاصره کردند و قرار بود حمله در نیمه شب صورت گیرد، اما  گفت: در این وقت، زنان و فرزندان در داخل خانه هستند و بعدها عرب درباره ما می‌گویند حرمت فرزندان عموی خویش را شکستند. علی (ع) درهای خانه را بست و پرده‌ها را کشید، آنان با سنگ به علی (ع) که در بستر خوابیده بود زدند تا مطمئن شوند کسی در بستر خوابیده است و شک نداشتند که وی رسول خداست. صبح که با شمشیرهای برهنه به خانه هجوم بردند، وقتی علی (ع) را در بستر رسول خدا (ص) مشاهده کردند، گفتند: محمد کجاست؟ علی (ع) فرمود: «مگر او را به من سپرده بودید که از من می‌خواهید؟ کاری کردید که او ناچار شد خانه را ترک کند.» @darseakhlaghebozorgan ❇️در این هنگام به سوی علی (ع) یورش بردند و او را آزردند و سپس از خانه بیرون کشیده، کتک زدند. ساعتی هم در  زندانی کرده، سپس آزادش کردند. آنها در جهت مدینه به تعقیب پیامبر (ص) پرداختند در حالی‌که غار ثور در سمت دیگر قرار داشت. ❇️در نقل دیگری آمده است که علی(ع) وقتی آنان را مشاهده کرد که شمشیرهایشان را کشیده‌اند و به سوی وی می‌آیند، با ترفندی شمشیر خالد بن ولید را که در پیشاپیش همه بود، گرفت و آنان را از خود دور کرد. آنها گفتند: ما با تو کاری نداریم، ولی بگو که محمد (ص) کجاست؟ فرمود: من اطلاعی از وی ندارم. پس به جست و جوی رسول الله صلّی اللّه علیه و آله پرداختند. ❇️نزول آیه در شأن علی علیه السّلام: علمای شیعه و بخشی از علمای اهل سنت معتقدند  (آیه ۲۰۷ سوره بقره) در شأن علی(ع) در ماجرای لیلة المبیت نازل شده است 🔸پیامبر، را طلبید و فرمود: «من از جانب خدا مأمورم که امشب به مدینه کنم؛ آیا راضی می‌شوی در بستر من بخوابی تا کافرانِ قریش از
رفتن من اطلاع پیدا نکنند؟» پرسید: «ای رسول خدا! اگر من در جای شما بخوابم جان شما سلامت خواهد بود؟» رسول خدا پاسخ داد: «بله!» چهرۀ امیرمؤمنان شکفت: «جانم به‌قربان شما!» و بلافاصله به‌سجده افتاد؛ آن سجده اولین تاریخ اسلام بود! پیغمبر امیرالمؤمنین را در آغوش گرفت و هر دو گریستند. 🔸رسول خدا راه مدینه را طی می‌کرد که امیرالمؤمنین با لباس او در بسترش خوابیده بود. برای قتل پیامبر خواستند شبانه به منزل بریزند، اما ابولهب مانع شد و گفت: «زنان و کودکان در خانه‌اند؛ با محاصرۀ منزل، تا صبح منتظر بمانید.» 🔻«در شبِ فتنه، شبِ فتنه، شبِ خنجرها باز هم چاره علی بود نه آن دیگرها!» 🔸مشرکان از روی دیوار به او سنگ می‌انداختند؛ حضرت از شدت درد به‌خود می‌پیچید اما دم نمی‌زد و ملحفه‌ای را بر سر کشیده بود تا شناخته نشود. آیه نازل شد: «در میان مردم کسی هست که جان خود را برای خشنودی خدا می‌‌فروشد! و خداوند به بندگان خود مهربان و رئوف است.» (بقره/207) 🔸صبح یک‌باره به منزل ریختند؛ امیرمؤمنان ملحفۀ سبزرنگش را از خود کنار زد و ایستاد! با تعجب گفتند: «محمد کجاست؟!» پاسخ شنیدند: «مگر او را به من سپرده بودید؟!» جنگجویانِ عصبانی، امیرالمؤمنین را تا حدّ مرگ کتک زدند. 🔻«گرچه باران به سبو بود و نفهمید کسی و محمد خودِ او بود و نفهمید کسی!» 🔸مدتی بعد نیز امیرمؤمنان با سختی به مدینه آمد. خبر ورود او را به پیغمبر دادند. رسول خدا فرمود: «اُدعُوا إلَیَّ علیّاً؛ علی را نزد من بخوانید!» گفتند: از زخم‌ِ پا دیگر توان راه رفتن ندارد! خود به بالین امیرالمؤمنین آمد. خون از پای علی و اشک از دیدگان محمد جاری بود... یکدیگر را در آغوش کشیدند... . ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 📚امالی طوسی، ص466؛ کامل ابن‌اثیر، ج2، ص928؛ أسدالغابه، ج 4، ص 18؛ المیزان ج2،ص17. اشعار: سیدحمیدرضا برقعی. @darseakhlaghebozorgan 💞