eitaa logo
فرزندان دشتخاک (دشتخاک نوستالژی)
512 دنبال‌کننده
5.1هزار عکس
1.9هزار ویدیو
27 فایل
دورهمی فرزندان دشتخاک
مشاهده در ایتا
دانلود
داستان جالب عنوان بصری و امام صادق و نکات فوق العاده و توصیه‌های ۹گانه حضرت به عنوان بصری رو بخونید ولادت امام صادق علیه السلام و پیامبر‌اکرم صلی الله علیه و آله مبارکباد | عضوشوید 👇 http://eitaa.com/joinchat/443940864Cf192df24f0
سلام خدمت همه بزرگواران ارجمند🌺 خطر گوشی ها و وسایل ارتباط جمعی🌷 خطر انفجار از طریق سامانه های موبایل و پیجر ( سامانه های که از راه دور به وسیله امواج رادیویی فرمان پذیرند) مدتی است که توسط برخی از کارشناسان دلسوز گفته شده است ولی چندان جدی گرفته نشده است. این خطر بیخ گوش ما هم هست تقریبا همه گوشی های هوشمند که در دست من و شما هست این قابلیت را برای دشمنان بشریت فراهم می کند که نیاز به هوشیاری ما دارد. راه کار مقابله با این خطر چند چیز است اول تولید و بکارگیری گوشی های هوشمند در داخل کشور با سیستم عامل خودی دوم تجهیز شبکه های ارتباطی به سامانهٔ های امنیتی - مراقبتی که به هنگام صدور فرمان غیر مجوز از خود عکس العمل نشان بدهد و مانع رسیدن فرمان انفجار به گوشی کاربران بشود تا رسيدن مسئولین ذیربط به این مهم رعایت چند نکته ضروری و لازم است: ۱) گوشی های هوشمند متصل به شبکه را به هیچوجه در اختیار فرزندان خود نگذارید ۲) گوشی و وسایل شبیه آن را به هنگام حمل نزدیک قلب و ریه و اعضاء مهم بدن قرار ندهید و هنگام استفاده حتی الامکان از اسپیکر و هندز فری بهره گیری نمایید. تا حد امکان کمتر از گوشی استفاده شود. ۳) هنگام شارژ ،گوشی را در جای بی خطر از لحاظ اشيا اطراف و با فاصله از جمع قرار دهید ۴) شبها به هنگام استراحت حتما گوشی را با فاصله مناسب از خود قرار دهید مثلا اگر در اطاق خواب هستید گوشی را در حال یا جای مناسب دیگری بگذارید گوشی را در کنار مواد شعله ور و آتش را قرار ندهید. خطر بسیار جدی است لطفا بدون ایجاد اضطراب و استرس سایر دوستان و بستگان را مطلع و هوشیار نمائید. خداوند شر دشمنان را به خودشون برگرداند. ان شاء الله 🌸
هفته دفاع مقدس گرامی باد.
🔆 اختلاس در زمان شاه 5⃣ ✍ در ماشین سازی اراک در زمان شاه 📚روزنامه اطلاعات ۲۴ آبان ۵۶
💫 در یكی از آبادی‌های اربابی ظالم و ستمگر بود. او یك روز حكم می‌كند رعیت‌‌ها جفتی دو من كره برای سر سلامتی او بیاورند. رعیت‌‌ها هم چیزی نداشتند. هرچه فكر می‌كنند چه كنند عقلشان به جایی نمی‌رسد. آخرش می‌روند و دست به دامن كدخدا می‌شوند و از او می‌خواهند كه پیش ارباب برود و بخواهد كه آنها را ببخشد و از دادن كره معافشان كند. كدخدا هم بادی به غبغب می‌اندازد و قول می‌دهد كه كارشان را درست كند و پیش ارباب برود.  كدخدا پیش ارباب می‌رود و می‌گوید: "ارباب! رعیت‌‌ها امسال كار زیادی ندارند، قوه‌شان نمی‌رسد جفتی دو من كره بدهند یك لطفی بهشان بكن". مالك از خدا بی‌خبر هم كه رعیت‌هاش را خوب می‌شناخته و می‌دانسته كه چقدر صاف و صادقند می‌گوید: "والله كدخدا هرچه فكر می‌كنم ترا ناراضی بفرستم دلم راضی نمیشه، برو به رعیت‌‌ها بگو كره را بهشان بخشیدم جفتی دومن روغن بیارن!" كدخدا هم به خیال اینكه برای رعیت‌‌ها كاری كرده خوشحال و خندان می‌آید و رعیت‌‌ها را جمع می‌كند و می‌گوید: "مردم! هی بگید كدخدا آدم خوبی نیست، رفتم پیش ارباب آنقدر التماس كردم تا راضی شد به جای دو من كره، دو من روغن بدین! حالا برید و به جان من دعا كنين!