eitaa logo
محمد دشتی
291 دنبال‌کننده
108 عکس
15 ویدیو
0 فایل
دشتی هستم؛ مسئول موسسه سلمان ( @salman_sci ) در حال تحصیل در حوزه‌ی علمیه‌ی قم و تحقیق بر روی کشور عراق جایی برای اشتراک یادداشت‌ها، تجربیات و روایت‌های میدانی ارتباط: @khavidaki
مشاهده در ایتا
دانلود
عید فطر که عید آزادی روح است از قفس تن و عید نوروز که جشن تولد دوباره‌ی زمین است از پسِ مرگ زمستان را به شما تبریک می‌گویم. این پیوند زمین و آسمان که در آن، آزادیِ روح با بهارِ طبیعت قرین شده و از سویی نفسِ سرکش را به بند می‌کشد و از دیگر سو گل را از اسارت خاک آزاد می‌کند را به فال نیک می‌گیریم. امید که به برکت خون رهبر عزیزمان و شهدای این حماسه بی‌مثال، با زوال غده‌ی سرطانی اسرائیل و افول آمریکای شیطان‌صفت، درک این پیوند زمین و آسمان جهانی شود و همگان از عطر خوش آزادی کام جان بیارایند. https://eitaa.com/joinchat/949224715Ca3bb399b82
برای آنها که هنوز هم معتقدند عراقی‌ها ۸ سال با ما جنگیدند؛ برای آنها که می‌گفتند ایران‌دوستی عراقی‌ها فقط در اربعین است؛ برای آنها که هنوز باور نکرده‌اند مردم ایران و عراق یک ملتند؛ برای آنها که هنوز عراقی‌ها را نشناخته‌اند؛ و برای آنها که عظمت رهبری عظیم الشأن را درک نکرده‌اند؛ و از نفوذ محبت ایشان در قلوب ملت‌ها بی‌اطلاعند. آری مردم عراق هنوز عزادار رهبر شهیدمان هستند و هنوز رخت سیاه ماتم شهادت ولی‌امر مسلمین را از تن بیرون نیاورده‌اند. و این فقط یک جلوه از ارادت این مردمان است. https://eitaa.com/joinchat/949224715Ca3bb399b82
؛ روایت‌هایی از همراهی با خادمان حرم حضرت عباس علیه السلام در عیادت از مجروحان و دیدار با خانواده‌های شهدای جنگ رمضان https://eitaa.com/joinchat/949224715Ca3bb399b82
محمد دشتی
#با_خادمان_حرم؛ روایت‌هایی از همراهی با خادمان حرم حضرت عباس علیه السلام در عیادت از مجروحان و دیدار
؛ روایت‌هایی از همراهی با خادمان حرم حضرت عباس علیه السلام در عیادت از مجروحان و دیدار با خانواده‌های شهدای جنگ رمضان صفر: مقدمه ابوکرار را چند سالی است که می‌شناسم و با هم ارتباط داریم. در بغداد تاجر است اما شب‌های جمعه در کربلا حضرت عباس علیه السلام به تن می‌کند. از خادمان خوش توفیق حرم است و مشغولیت خوبی دارد آنجا. پیام فرستاد که می‌خواهیم با تعدادی از خادمان حرم به ایران بیاییم برای عیادت مجروحان و دیدار با خانواده‌های شهدای جنگ رمضان! با اینکه هنوز ۲ هفته از شروع جنگ نگذشته بود اما تعجب نکردم. چراکه در عراق هر کس سعی دارد به نوعی خودش را در شریک کند. یکی با نقاشی چهره حضرت آقا و فرماندهان شهید، یکی با برگزاری مراسم تشییع نمادین، یکی با ساختن کلیپ و هجو دشمن و خلاصه هر کس با استعداد و امکاناتی که در اختیار دارد خودش را نشان می‌دهد. این عزیزان هم با این برنامه داشتند خودشان را به قافله‌ی سپاهیان مهدی فاطمه می‌رساندند. استقبال کردم از این ایده و مشتاقانه قول برنامه‌ریزی و هماهنگی‌های داخل ایران را دادم. این شد که توفیق شرکت در این امر سراسر نور و برکت -که جلوه‌هایی از آن را به مرور خواهم نوشت- نصیب من شد. با مشورت دوستان، برنامه‌ای ۵ روزه در قم، تهران و مشهد طراحی کردیم. البته هر ساعت و بعد از هر برنامه برایمان مشهود و ملموس میشد که و برنامه را کس دیگری چیده. البته این ایمان از قبل در قلب مهمانان بود و این را میشد در صحبت‌هایی که با هم داشتیم و یا مواجهه‌شان با پیشامدهایی که اتفاق می‌افتاد مشاهده کرد. یکی از مواردی که تلاش داشتم با ما همراه شود تیم رسانه‌ای بود. چون ارزش این ایده را درک می‌کردم و معتقد بودم باید گزارش این رویداد به دست مردم برسد. هم از این جهت که صفحه‌های بی‌بدیل احساسات میزبانان را ثبت کنیم، هم اینکه کرامات اتفاق افتاده در سفر را به تصویر بکشیم و هم اینکه محبت مردم عراق به ملت ایران را روایت کرده باشیم. اما ملاحظاتی که وجود داشت امکان تحقق این عمل را با مشکل مواجه ساخت و مجبور شدیم روایت را صرفاً از قاب دوربین‌های خودمان ثبت کنیم. البته در برخی موارد حتی این امکان هم وجود نداشت و آنچه باقیمانده از آن دیدارها خاطراتی است که ثبت شده بر کتیبه‌ی دل‌مان. در این سلسله نوشتار که با برچسب نشان‌گذاری می‌شود سعی خواهم کرد بخشی از این رویداد را روایت کنم. هرچند هم راوی ناشی است و هم کلمات قاصرند از بیان حلاوت حضور در این بزم https://eitaa.com/joinchat/949224715Ca3bb399b82
محمد دشتی
#با_خادمان_حرم؛ روایت‌هایی از همراهی با خادمان حرم حضرت عباس علیه السلام در عیادت از مجروحان و دیدار
؛ روایت‌هایی از همراهی با خادمان حرم حضرت عباس علیه السلام در عیادت از مجروحان و دیدار با خانواده‌های شهدای جنگ رمضان بخش اول: ورود به ایران قرارمان بر این بود که سر شب به مرز مهران برسند و بعد راه بیفتند سمت قم. مضافا اینکه وقتی به ایران رسیدند سیم کارت زائری بگیرند تا بتوانیم با هم در ارتباط باشیم. اما از عصر که دیگر تماس‌های واتساپ را جواب ندادند و حتی پیام‌ها هم تیک دوم را نمی‌خورد فهمیدم که وارد ایران شده‌اند. از همان موقع منتظر تلفن‌شان بودم اما خبری نشد. از هم که آمار می‌گرفتم خبری نداشت ازشان. از طرفی باید برنامه‌ها را چک می‌کردم و از طرفی برای هماهنگی‌های سخت‌افزاری باید با هم ارتباط می‌داشتیم و این بی‌خبری کار را سخت می‌کرد. کشور هم مزید بر علت شده و نگرانی‌ام را بیشتر می‌کرد. شب را با همین نگرانی صبح کردم تا اینکه قبل از ظهر با شماره‌ای ناشناس تماس گرفتند و خبر دادند رسیده‌اند قم. بعد از نماز ظهر در حرم قرار گذاشتیم؛ مسجد بالاسر، کنار مزار آیت‌الله بهجت. را هم هماهنگ کردم که خودش را برساند. بعد از نماز در محل قرار پیدایشان کردیم. مشغول احوالپرسی بودیم که جوانی از سر کنجکاوی کنارمان نشست. از صحبت‌هایمان فهمیده بود عراقی هستند. رو به من کرد و گفت اگر ممکن است ناهار امروز را مهمان من باشند. این‌ها در خیلی به ما لطف دارند و دوست دارم اینجا برایشان جبران کنم. صحبتش را ترجمه کردم تا ارادتش به ایشان را منتقل کرده باشم اما خودم جوابش را دادم که اینها مهمان ما هستند. هم در مقام تشکر، تربیتی از حرم سیدالشهدا به او هدیه کرد. از حرم راه افتادیم به سمت گذرخان و چهارمردان برای صرف ناهار. اما ماه مبارک بود و اکثر رستوران‌ها بسته. باید رستورانی پیدا می‌کردیم که هم شیفت باشد، هم غذایش با کیفیت و هم متناسب با ذائقه مهمانان. رستوران زیرزمین یکی از هتل‌های چهارمردان باز بود. داخل که شدیم گفتند اتفاقا محل اسکانمان هم همین هتل است! تا آنها ناهارشان را بخورند من هم کارها را هماهنگ کنم. https://eitaa.com/joinchat/949224715Ca3bb399b82
محمد دشتی
#با_خادمان_حرم؛ روایت‌هایی از همراهی با خادمان حرم حضرت عباس علیه السلام در عیادت از مجروحان و دیدار
بخش دوم: اولین برنامه را شهدا طلبیدند. با هماهنگی معاونت بین الملل حوزه علمیه و با حضور نماینده ایشان به منزل شهیدی در محله نیروگاه قم رفتیم. هم دوستش را که هم توفیق خادمی حضرت معصومه سلام الله علیها دارد و هم مادح اهل بیت است را دعوت کرد. در مسیر، مختصر اطلاعاتی که از شهید داشتم را با خادمان به اشتراک گذاشتم. جلوی منزل که رسیدیم برادر شهید به استقبالمان آمد. علاوه بر برادر شهید، مادر، همسر، فرزندان و خواهران ایشان نیز در جلسه حضور داشتند. مقدمةً خادمان را معرفی کردم و خواستم تا شهید را بیشتر معرفی کنند. گفتند شهید مشتاق زیارت کربلا بود و حالا قسمت شده خادمان حضرت به منزلش بیایند. جواد که روضه را شروع کرد، پرچم بالای گنبد حضرت عباس را دور چرخاندند. شوری به پا شد. در آخر هدایای خادمان شامل تربت مطهر امام حسین علیه السلام و آب سرداب حضرت عباس علیه السلام به حاضرین اهدا شد. یک گردن‌آویز با تربت اعلا و یک شال متبرک حرم هم ویژه‌ی فرزندان شهید بود که توسط شیخ باسم به سه فرزند شهید تقدیم شد. https://eitaa.com/joinchat/949224715Ca3bb399b82
بخش سوم: خادمان حرم حضرت معصومه سلام الله علیها در این شب‌ها برنامه دارند تا به خانواده‌های شهدای سربزنند. با و آستان هماهنگ کردم تا برنامه‌ی امشب را مشترک بین دو آستان برگزار کنیم. از حجت‌الاسلام والمسلمین معاونت بین‌الملل حوزه هم دعوت کردم تا در این برنامه حضور پیدا کنند. بعد از اقامه نماز مغرب در حرم و صرف افطار در مضیف حضرت، با جمع مذکور رهسپار منزل شهدا شدیم. اولین شهید منزلشان در منطقه بود. تشریفات حرم برای ورود به منزل شهدا پروتکل‌های خاص و جالبی داشتند. اول پرچم گنبد، ردیف دوم روحانیون و بعد از ایشان باقی خادمان وارد می‌شدند. این ترکیب با همین سبک اما با دو پرچم و حضور مشترک خادمان حرمین از ابتدای کوچه شهید چیده شد. مداح هم از ابتدای کوچه شروع کرد و باقی خادمان شعر همخوانی را تا ورودی خانه شهید همراهی کردند. کمی جلوتر پدر شهید به استقبال آمد. ذره‌ای شکستگی در صورتش نبود. غم شهادت جوان نه تنها عزادارش نکرده بود که انگار مدالی بود بر گردنش و به آن افتخار می‌کرد. داخل که شدیم گفت عزادار شهادت رهبرم؛ نه فرزندم. او به آنچه که می‌خواست رسید و ما جاماندیم! این روحیه را در پدران شهدای دانش‌آموز نیز دیده بودم. آن دوران با آنکه نوجوانی بیش نبودم در طرح اتحادیه انجمن اسلامی دانش‌آموزان به منزل شهدای دانش‌آموز سر می‌زدیم. اما به خاطر حجاب سِن، درکی از حرف‌های آنها نداشتیم. شاید هم فکر می‌کردیم این حرف‌ها شعاری است و حالا که دو سه دهه از شهادت فرزندشان گذشته از این حرف‌ها می‌زنند. استغفرالله از این افکار و الحمدلله به این هدایت! پدر شهید که خود متولد کربلا بود گفت: "۸ سال در جبهه‌های جنگ علیه صدام در پی شهادت دویدم اما روزی‌ام نشد" و با حسرت ادامه داد "نمی‌دانم این بچه چکار کرد که توفیق نصیبش شد". این‌قدر صحبت‌هایش دلنشین بود و پندآموز که میخواستی تا صبح بنشینی، سراپا گوش شوی و فیض ببری اما وقت‌مان کم است باید به دیدار خانواده‌های دیگر هم برویم. https://eitaa.com/joinchat/949224715Ca3bb399b82
15.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔘 تصاویری از تکریم خانواده محترم شهدای جنگ رمضان توسط خادمین حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام و خادمان حرم مطهر حضرت عباس علیه‌السلام ▪️◾️◼️◾️▪️ کانال رسمی آستان مقدس حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها 🆔️ @astanqom
محمد دشتی
🔘 تصاویری از تکریم خانواده محترم شهدای جنگ رمضان توسط خادمین حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام
کلیپی از دیدار خادمان حرم حضرت عباس و حضرت معصومه علیهماالسلام با خانواده‌های شهدای گران‌قدر جنگ رمضان https://eitaa.com/joinchat/949224715Ca3bb399b82
"دوازدهم فروردین، روز اعلام پیروزی نهضت الهی ملت ایران و روز تحقق آرزوی دیرینه ملت مسلمان ایران و روز اعلام حکومت مستضعفین و روز سقوط کاخ های ظلم و جور و روزی که انبیا و اولیای الهی برای رسیدن به آن روز مبارزه کرده اند"[۱] مبارک باد. به امید پیروزی نهایی اسلام و مسلمین و اهتزاز پرچم "لا اله الا الله" و "محمد رسول الله" بر تمام جهان[۲] ۱. صحیفه امام، جلد ۷، صفحه ۲۹۰ ۲. برداشتی از جمله حضرت امام که فرمودند "تا بانگ لا اله الا الله و محمد رسول الله بر تمام‌ ‌‌جهان طنین نیفکند مبارزه هست و تا مبارزه در هر جای جهان‌‌ ‌‌علیه مستکبرین هست ما هستیم" https://eitaa.com/joinchat/949224715Ca3bb399b82
امروز فهمیدم تنها نبوده. ۳ ساله هم از ترس انفجار شهید شده؛ اونم تو بغل مادرش. تازه یک هفته بعد از اینکه خواهر ۶ ساله‌اش به خاطر بیماری مرحوم شده بود. 😭😭 https://eitaa.com/joinchat/949224715Ca3bb399b82
چفیه‌ی حضرت آقا یکی از شهدا توی بیت به شهادت رسیده بود. چفیه‌ی حضرت آقا را همراه پیکر مطهرش تحویل داده بودند به خانواده‌اش. وقتی رفتیم خانه‌شان، خادمان یک پرچمِ تبرکی از گنبد حضرت عباس علیه‌السلام را بهشان هدیه دادند. آنها هم در جواب، آن چفیه را دادند به شیخ. بعد از چند روز رفتیم به یه جمعی از موکب‌دارای عراقی. شیخ داستان چفیه رو که تعریف کرد همه ذوق زده شدن. می‌خواستن خودشون رو به چفیه تبرک کنند. به نوبت چفیه رو می‌گرفتند؛ می‌کشیدند به سر و صورتشون و گریه می‌کردن. https://eitaa.com/joinchat/949224715Ca3bb399b82