eitaa logo
📚 داستان های آموزنده 📚
68.1هزار دنبال‌کننده
8.2هزار عکس
2.8هزار ویدیو
70 فایل
﷽ 🔹تبادل و تبلیغ ⬅️ کانون تبلیغاتی قاصدک @ghaasedak 🔴تبادل نظر
مشاهده در ایتا
دانلود
✨﷽✨ ✅داستان کوتاه ✍یکی از آقایان نقل می کند: برادرم را که مدتی پیش فوت کرده بود در خواب دیدم با وضع و لباس خوبی که موجب شگفتی بود. گفتم: داداش دیگر آن دنیا کلاه چه را برداشتی؟! گفت: من کلاه کسی را برنداشتم. گفتم: من تو را می شناسم. این لباس و این موقعیت از آن تو نیست. گفت: آری . دیشب، شب اول قبرِ مادر قبرکن بود. آقا سید الشهدا(ع) به دیدن آن زن تشریف آوردند و به کسانی که اطراف آن قبر بودند خلعت بخشیدند و من هم از آن عنایات بهره مند شدم. بدین جهت از دیشب وضع و حال ما خوب شده و این لباس فاخر را پوشیده ام از خواب بیدار شدم ، نزدیک اذان صبح بود. کارهای خود را انجام داده و حرکت کردم به سمت تخت فولاد. برای تحقیقات سر قبر برادرم رفتم. بعضی قرآن خوان ها کنار قبرها قرآن می خواندند. از قبرهای تازه پرسیدم، قبر مادر قبرکن را معرفی کردند. رفتم نزد آقای قبر کن. احوال پرسی کردم و از فوت مادرش سوال کردم، گفت: دیشب شب اول قبر او بود 💥گفتم: روضه خوانی می کرد؟ روضه خوان بود؟ کربلا رفته بود؟ گفت: خیر ، برای چه می پرسی؟ داستان را گفتم ، او گفت: هر روز زیارت عاشورا می خواند 📚حکایاتی از عنایات حسینی، ص۱۱۱ •✾📚 @Dastan 📚✾•
🌸 ✅ استقبال از همسر به هنگام ورود به خانه یا بدرقه او به هنگام بیرون رفتن، نشانه صفا و صمیمیت میان آن دو و نیز افزایش دهنده مهر و محبت بین آن‌ها است. افزون بر آن، این کار حاکی از احترام زن و شوهر به یکدیگر است. پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم می‌فرمایند: 🌷«حق مرد بر زن آن است که چراغ خانه را روشن کند، غذا را آماده کند و هنگام ورود مرد به خانه، تا جلوی در، به استقبال او برود و به او خوش آمد بگوید». مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۲۵۴ ✅ ممکن است در نظر برخی، انجام این گونه امور، بسیار ساده و پیش پا افتاده قلمداد گردد، ولی باید توجه داشت که انسان‌ها موجودات پیچیده‌ای هستند؛ به طوری که یک خنده و تبسم در روح و روان آن‌ها اثر مثبت می‌گذارد؛ همان گونه که یک بی‌توجهی و کم اعتنایی موجب رنجش خاطر آن‌ها می‌شود. •✾📚 @Dastan 📚✾•
هدایت شده از عماریار
📣 هم‌اکنون؛ اختتامیه دوازدهمین جشنواره عمار 💢 با حضور خانواده‌های معزز شهدا، آحاد مردم، فیلم‌سازان، اکران‌کنندگان مردمی و ... 🗣 با پاسداشت ، معرفی آثار برگزیده و تجلیل از کارگردانان، معرفی اکران‌کننده مردمی برتر و ... 📺 پخش زنده مراسم در لینک زیر👇 🔗 https://b2n.ir/r98024 | تماشای رایگان آثار برگزیده دوازدهمین جشنواره مردمی فیلم عمار | ✅ ، مرجع عرضه آثار جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی 🆔 @AmmarYar_IR
📸 تواضع در مقابل پدر و مادر/ تصویر کمتر دیده شده از شهید حاج قاسم سلیمانی در کنار پدرشان •✾📚 @Dastan 📚✾•
🔸حضرت آقا عبای نماز شب خود را دادند تا حاج قاسم را با آن دفن کنند.آقا با این عبا 14سال نماز شب خوانده بود.این دومین عبای نماز شب آقا بود که شهیدی با آن دفن می شد اولین بار برای شهادت حاج احمد کاظمی بود. ‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌─┅•═༅𖣔✾🌼✾𖣔༅═•┅─ •✾📚 @Dastan 📚✾•
▪️امام صادق(ع) ، ستاره ای درخشان🌟 در میان زنان دنیاست.🌹 کافی؛۱:۱۹۵ •✾📚 @Dastan 📚✾•
‌ 📚 شخصی آشنا از معلمی پرسید : شما که قاضی بوديد ، چرا قضاوت را رها كرديد و معلم شديد ؟! ايشون جواب دادند : چون وقتی به مراجعين و مجرمينی كه پيش من می آمدند دقيق ميشدم ، ميديدم اکثرأ كسانی هستند كه يا آموزش نديده اند و يا دیدگاه درستی ندارند بخودم گفتم : بجايی پرداختن به شاخ و برگ ، بايد به اصلاح ریشه بپردازیم و ما به معلم دانا ، بیش از قاضی عادل نیازمندیم •✾📚 @Dastan 📚✾•
زیر آب زنی یعنی چه؟ زیرآب، در خانه های قدیمی ‌تا کمتر از صد سال پیش که لوله کشی آب تصفیه نشده بود معنی داشت. زیرآب در انتهای مخزن آب خانه ها بوده که برای خالی کردن آب، آن را باز می‌کردند. این زیرآب به چاهی راه داشت و روش باز کردن زیرآب این بود که کسی درون حوض می‌رفت و زیرآب را باز می‌کرد تا لجن ته حوض از زیرآب به چاه برود و آب پاکیزه شود. در همان زمان وقتی با کسی دشمنی داشتند. برای اینکه به او ضربه بزنند زیرآب حوض خانه اش را باز می‌کردند تا همه آب تمیزی را که در حوض دارد از دست بدهد. صاحب خانه وقتی خبردار می‌شد خیلی ناراحت می‌شد چون بی آب می‌ماند. این فرد آزرده به دوستانش می‌گفت: «زیرآبم را زده اند.» این اصطلاح که زیرآبش را زدند ریشه از همین کار دارد که چندان دور هم نبوده است •✾📚 @Dastan 📚✾•
‌ 📚 داستان کوتاه شرط جالب و عجیب پیرزن سه تا دانشجو بودیم توی دانشگاهی در یکی از شهرهای کوچک قرار گذاشتیم همخونه بشیم. خونه های اجاره ای کم بودند و اغلب قیمتشون بالا . می خواستیم به دانشگاه نزدیک باشیم قیمتشم به بودجمون برسه.تا اینکه خونه ی پیر زنی را نشانمان دادند . نزدیک دانشگاه ،تمیزو از هر لحاظ عالی. فقط مونده بود اجاره بها! گفتند این پیرزن اول می خواد با شما صحبت کنه، رفتیم خونه اش و شرایطمون رو گفتیم پیرزن قبول کرد اجاره را طبق بودجمون بدیم که خیلی عالی بود . فقط یه شرط داشت که هممونو شوکه کرد اون گفت که هرشب باید یکی از شماها برای نماز منو به مسجد ببره در ضمن تا وقتی که اینجایید باید نمازاتون رو بخونید. واقعا عجب شرطی، هممون مونده بودیم من پسری بودم که همیشه دوستامو که نماز می خوندن مسخره می کردم دوتا دوست دیگمم ندیده بودم نماز بخونن .اما شرایط خونه هم خیلی عالی بود. پس از کمی مشورت قبول کردیم. پیرزن گفت یه ترم اینجا باشین اگه شرطو اجرا کردین می تونین تا فارغ التحصیلی همینجا باشید. خلاصه وسایل خودمونو بردیم توی خونه ی پیرزن.شب اول قرار شد یکی از دوستام پیرزنو ببره تا مسجد که پهلوی خونه بود.پاشد رفت و پیرزنو همراهی کرد.نیم ساعت بعد اومد و گفت مجبور شدم برم مسجد نماز جماعت شرکت کنم. هممون خندیدیم. شب بعد من پیرزنو همراهی کردم با اینکه برام سخت بود رفتم صف آخر ایستادم و تا جایی که بلد بودم نماز جماعتو خوندم. برگشتنه پیرزن گفت شرط که یادتون نرفته من صبحا ندیدم برای نماز بیدار بشید. به دوستام گفتم از فردا ساعتمونو کوک کردیم صبح زود بیدار شدیم چراغو روشن کردیم و خوابیدیم. شب بعد از مسجد پیر زن یک قابلمه غذای خوشمزه که درست کرده بود برامون آورد. واقعا عالی بود بعد چند روز غذای عالی. کم کم هر سه شب یکیمون میرفتیم نماز جماعت برامون جالب بود. بعد یک ماه که صبح پامیشدیمو چراغو روشن می کردیم کم کم وسوسه شدم نماز صبح بخونم من که بیدار می شدم شروع کردم به نماز صبح خوندن. بعد چند روز دوتا دوست دیگه هم نماز صبح خودشونو می خوندند. واقعا لذت بخش بود .لذتی که تا حالا تجربه نکرده بودم. تا آخر ترم هر سه تا با پیر زن به مسجد میرفتیم نماز جماعت .خودمم باورم نمی شد. نماز خون شده بودم اصلا اون خونه حال و هوای خاصی داشت. هرسه تامون تغییر کرده بودیم. بعضی وقتا هم پیرزن از یکیمون خواهش می کرد یه سوره کوچک قرآن را بامعنی براش بخونیم. تازه با قرآن و معانی اون آشنا می شدم. چقدر عالی بود. بعد از چهار سال تازه فهمیدیم پیرزن تموم اون سوره ها را حفظ بوده پیرزن ساده ای در یک شهر کوچک فقط با عملش و رفتارش هممونو تغییر داده بود. •✾📚 @Dastan 📚✾•
🍁برخي با چندين عمل جراحي ظاهرا زيبا شده اند اما گرفتار چهره اي مصنوعي گشته اند، به گونه اي كه خود هم آگاهي دارند كه اين صورت واقعي نيست و هر لحظه ترس از دست دادن زيبايي ساختگي بر روان ايشان سنگيني مي كند، 🍁همانند افرادي كه سعي مي كنند در ظاهر مودب باشند اما هنگامي كه منافع شان در خطر باشد كلمات زشت مسلسل وار از دهانشان خارج ميگردد زيرا ادب را نياموخته اند بلكه تقليد كرده اند. 🍁صورت و سيرت با جراحي ،فرمايش و منفعت طلبي زيبا نمي گردد. انسان با تسلیم بودن در برابر خداوند، راستگویی ، درستکاری ، احترام، به حقوق دیگران، مطالعه، ورزش و اخلاق نوع دوستانه زيبايي اصيل خويش را بدست مي آورد. 🍁وقتي از درون آرامش مي يابي كه وجودت را خودت ساخته باشي، نه اينكه برایت ساخته باشند. •✾📚 @Dastan 📚✾•
وقتی که اقیانوس عشق دریای شهامت و ایثار رو در آغوش می گیره ... مادر شهید قيطانى در خرمشهر خانه آنها در جنگ ویران شد، اما بعد از بازگشت، ‌دوباره خانه را به همان شکل قدیم ساختند تا پسرشان راه خانه را گم نکند. سال ۶۵ در زبیدات عراق به شهادت رسید و پیکرش بازنگشت. 📷عکاس : فاطمه بهبودی •✾📚 @Dastan 📚✾•
❌ ⚠️پیامبر اکرم(ص) در شب معراج زنی را در دوزخ دیدم که وی را به موی سرش آویخته بودند و مغز سر او از شدت عذاب می جوشید، زیرا در دنیا، موی سر خویش را از نامحرمان نمی پوشانید. عیون أخبار الرضا؛ ۲:۱۱ •✾📚 @Dastan 📚✾•