شاید رازِ رهایی همین باشد؛
اینکه پیش از آنکه مرگ، ما را تمام کند،
خودمان هر آنچه «من واقعی نیست» را تمام کنیم.
و تلخترین سرنوشت،
این نیست که انسان بمیرد...
...این است که تمام عمر،
با نسخهای ناتمام و ناآگاه از خویش زندگی کند،بیآنکه حتی یکبار،جرئتِ «تمام شدن» را پیدا کند!
به راستی!
چه میشود که انسان،
«منِ واقعی» خود را پیدا میکند و از هر آنچه «منیّت دارد» تهی میشود؟