هدایت شده از . داتیس | پورتفولیو .
✦
طراحی لوگو برند لوازم آرایشی → Veloura
✦
هدایت شده از روایتگر | revayatgar
•
«پوستِ پرتقال و بوی خون!»
•
به کانالها سَر میزنم...
کلیپها یکی پس از دیگری،
با هشداری همراه شدهاند:
«در صورتِ ناراحتیِ قلبی،
از تماشا خودداری فرمایید.»
اولین تصویر،
ثبت شده از دوربین مدار بستهای...
جوانی تبری بالا میبَرَد و فرود می آوَرَد
بر سَرِ مردی سبزپوش.
در فضای ذهنم جملهای حَک میشود:
«شاگرد ممتازِ مکتبِ اِبنِ مُلجَمِ مرادی.»
کلیپِ بعدی: پسری با نقاب و جامهای
به رنگِ شب، بر سینهی جوانی نشسته
و رقص میکند در مراسمی شوم.
باقیِ تصویر تار میشود...
و صدایی بلند در سَرَم میپیچد:
«فارغ التحصیلِ کلاسهای عملیِ شمر.»
سومین نما: کودکی سهساله، در آغوشِ
پدر، پَرِ شکسته. جوجهگنجشکی خونین و
بیپناه... قاتلش که بود؟ «تروریستی که
مشقِ رزم را در مکتبِ حرمله آموخت!»
و سپس چه میبینم؟! آتش!
شعلههایی که مسجد و کتاب را
میبلعند. تصویری از خاطرم میگذرد!
«بازماندگانی از کاروانِ وحشیِ مغول.»
یکباره به خود میآیم. حس میکنم که
لطافتِ روحم، مچاله شده کُنجِ وجودم!
حتی بوی پوستِ پرتقالِ توی دستم
هم بیقراریام را تسکین نمیدهد...
انگار که بوی دود می آید و خون!
گاهی تاریخ را میشود در دو روز طی کرد!
گاهی میشود حُلولِ روحِ ستمگرانِ تاریخ
را به وضوح در کالبُدِ افرادی شاهد بود که
در دیدنِ خون مظلومان آرامش میجویند.
✍🏻 فاطمه جهانبخشی
🔰روایتگر:
@revayatgar_ir
🔰به #حوزه_هنری_کاشان بپیوندید:
🔸@honarkashan
💠 http://zil.ink/honar_kashan