نیمی از او میخواست تمام زیباییهای جهان را تجربه کند و نیمی دیگر میخواست همان لحظه بمیرد. در نتیجه نه زندگی میکرد و نه میمرد؛ در تداومی مضحک به سر میبرد.
دَوآمـ
لعنت به آمریکا واقعا از ترس صدای انفجار قلبم نزدیک بود وایسه😑
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
حالم یه جوریه، انگار 5 سالمه و از سر سفره پاشدم قهر کردم و رفتم تو اتاقم تا بیان منت کشی، ولی میشنوم که مامانم میگه"ولش کنید حتما سیره".
"تو نه میآیی، نه میروی،
نه اجازه میدهی فراموشت کنم،
و نه آنگونه که من میخواهم
مال من میشوی."