اون وقتی که به خودم اومدم و دیدم دارم التماسش میکنم برای موندن،فهمیدم که چقدر دوستش دارم...
حق با مامانم بود شاید اون حس ازیاد بره ولی هیچوقت نمیتونی اون حسو فراموش کنی و به کسی دیگه مثل اون
فکر کنی و اهمیت بدی🥲💔
هدایت شده از ‹ مُتَلاشي ›
سخت ترین جنگ ، جنگ عقل و دله
معمولا خسارات سنگینیم به همراه داره .
چشمهایش تصویر تداعی شدهای از خاورمیانه بود؛ همانقدر زیبا،رنجور،آشفته و هراسان.
از گوش دادن موسیقی میترسم چون نمیدانم منرا به کدام خاطراتم و کدام قسمتش میخواهد ببرد..