چشمهایش تصویر تداعی شدهای از خاورمیانه بود؛ همانقدر زیبا،رنجور،آشفته و هراسان.
از گوش دادن موسیقی میترسم چون نمیدانم منرا به کدام خاطراتم و کدام قسمتش میخواهد ببرد..
هدایت شده از - خطخطیهای قلب .
عمیقا یکیو لازم دارم که بدونم شبایی که خودمو دوست ندارم ، اون هنوزم دوستم داره : )
فکرمیکردماوباهمهفرقدارد ، نجاتمخواهدداد . فرقداشت ! اما..نجاتمنداد .
همهرهایمکردند ؛ اوغرقمکرد ...