و اما من اگر اکنون زندهام به واسطهی همین امیدِ ناچیز است؛
شاید استکانِ چایی همان امیدِمن باشد.
گاهی اوقات میام برات بنویسم که حالم بده،دارم زیر فشار غم له میشم
دلممیخواد غر بزنم،تو دلداریم بدی
غر بزنم تو بگی که من کنارتم
ولی میبینم که قبلا بهت گفتم ولی تاثیری نداشته
پس چرا باز بگم؟
پس تایپ میکنم و پاک میکنم🥲💔
هدایت شده از ـ دورهمیِ ایتا .
زیاد که بیدار بمونی ، چیزایی یادت میاد که خیلی وقت بود فراموششون کرده بودی . .