دردیست چون خنجر
یا خنجریست چون درد
منی میخواهد بجنگد و ادامه دهد
منی میخواهد بماند و بمیرد ..
در من ، منی آهسته میگرید.
میبینمت و گریه من از هیجان نیست
وقتی که کلام تو بهجز زخم زبان نیست
گفتم که "مهم نیست" ولی سوز همین حرف
در قافیه غمزده نوحهگران نیست
سخت است بگیری خبر از حال کسی که
از اینکه تو باشی و نباشی نگران نیست
در زندگی و مرگ کنار تو کشیدم
تصویر عذابی که غمش در دو جهان نیست
بر سنگ مزارم بنشین شعر بیافروز
من میشنوم گرچه به قلبم ضربان نیست :)
اگر میدانستم پس از آن همه رنجها و نابهسامانیها تو را میتوانم داشته باشم، بدون شک با ارادهی آهنينتری تحملشان میكردم.