eitaa logo
ستاد مادران ایران
3.6هزار دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
1.2هزار ویدیو
90 فایل
وظایف مادران در جنگ با دشمن آمریکایی_صهیونی 🧕اینجا ما مادران پیشرو و تاثیرگذار گرد هم آمده‌ایم. گریه‌ها بماند برای بعد. الان وقت جهاد ماست. قدرتمندتر از همیشه در این شرایط دشوار برای خانواده و کشورمان مادری کنیم.🇮🇷 ارتباط با ادمین کانال: @NabaviFar
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴 مسائل روزمره 🧕 ❗️❗️حتما برای شما هم سوال شدههه👆 دایاران | ستادمادران‌ایران 🇮🇷🧕 https://eitaa.com/dayaran
روایتی جالب از همسر شهید «مصطفی صدرزاده» می‌گفت چند روز پیش به قاب عکس‌ش نگاه کردم و گفتم: آقامصطفی! حساب‌ش دستته چند شاخه گل بدهکاری!؟ آخه مصطفی رسمِ محبت‌ش این بود که لااقل هفته‌ای یک‌بار برام شاخه گلی می‌خرید و هدیه می‌داد… فاطمه‌اش از اونور اتاق گفت: مامان! خرج بابا زیاد میشه! اگر بخواد همهٔ این مدت رو جبران کنه باید یه دسته‌گل شیک برات بفرسته! امروز صبح بدون هیچ برنامهٔ قبلی از جایی زنگ زدن و دعوتمون کردن برا مراسم بزرگداشت مصطفی. به محض ورودمون به مراسم، یک نفر با این دسته‌گل جلو آمد و گفت این رو آقامصطفی برای همسرش فرستاده! اینکه میگن شهدا زنده هستند، به اعتبار لفظ و کلام و تشبیه و استعاره نیست. شهدا صرفا ناظر نیستند، حاضرِ فعال‌اند؛ مثل همین مصطفی صدرزاده. 🌷
11.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حرف حق شنیدنی است 👌 مخصوصا از یک نفر مثل حاج حسین ،شیرین تر هم میشود .... اگر که دغدغه مند هستید دغدغه ی کار خیر دغدغه ی جهاد دغدغه ی مادری و ... کافی هست که یا علی✋ بگیم و شروع کنیم .... بسم الله🌸 یا علی گفتیم و .... شالکه گروه های محله محور است این کلیپ
🌻🍀🌻🍀🌻 عزیزان برنامه 💖 زندگی جمعی 💖 💝فرصتی است تا مامان هایی که مهارتی دارن یا هنری بلدن به مامان هایی که به اون مهارت یا هنر احتیاج دارن 🤝دست یاری برسونن و مشکلشون رو در هیات که شرایط برای مامانا مناسبه حل کنن جزییات برنامه زندگی جمعی در هیات حضوری مهدیاران:⏬⏬ انجام: 🔅بادکش 🔅اصلاح 🔅ماساژ 🔅بافت مو 🔅تعمیرات لباس و خیاطی 🔆آموزش یک هنر 🔆 یا نگهداری نوزاد https://eitaa.com/joinchat/1355874338C2f715d1819 دایاران | ستادمادران‌ایران 🇮🇷🧕 https://eitaa.com/dayaran
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دید نوزاد از بدو تولد تا ۶ ماهگی: سفر از دنیای تار تا دنیای رنگ‌ها! 👀🌈 نوزاد شما در ۶ ماه اول زندگی، سفری شگفت‌انگیز را در رشد بینایی طی می‌کند. در ادامه، مراحل تکامل دید نوزاد را step by step ببینید: --- 👁️ تولد تا ۱ ماهگی: دنیای تار و سایه‌ها · می‌تواند تا ۲۰-۳۰ سانتی‌متر را ببیند (فاصله صورت شما هنگام شیر دادن) · دنیا برایش سیاه و سفید، خاکستری و تار است · به چهره‌ها و کنتراست بالا جذب می‌شود 👁️ ۲ ماهگی: کشف اولین رنگ‌ها · شروع به تشخیص رنگ‌های قرمز، نارنجی، زرد و آبی می‌کند · می‌تواند اجسام متحرک را با چشم دنبال کند · ارتباط چشمی بهتری برقرار می‌کند 👁️ ۳-۴ ماهگی: دنیای سه‌بعدی · درک عمق و بعد سوم شروع می‌شود · دست‌چشم‌هماهنگی بهتر می‌شود (سعی می‌کند اجسام را بگیرد) · رنگ‌ها را واضح‌تر می‌بیند 👁️ ۵-۶ ماهگی: بینایی نزدیک به بزرگسالان · دیدش از نظر وضوح و درک رنگ تقریباً کامل می‌شود · می‌تواند اجسام کوچک را ببیند و دنبال کند · تشخیص چهره‌های آشنا از غریبه را دارد --- 🎯 راهکارهای تقویت بینایی نوزاد: · استفاده از اسباب‌بازی‌های سیاه و سفید در ماه‌های اول · آویزهای رنگ‌های روشن در فاصله ۲۰-۳۰ سانتی‌متر · حالت‌های مختلف چهره درست روبروی نوزاد · تغییر ژست و موقعیت نوزاد در طول روز --- ⚠️ چه زمانی به پزشک مراجعه کنیم؟ · انحراف دائمی یکی از چشم‌ها · عدم واکنش به نور یا تحریکات بینایی · عدم دنبال کردن اجسام با چشم پس از ۳ ماهگی --- دایاران | ستادمادران‌ایران 🇮🇷🧕 https://eitaa.com/dayaran
وقتی بچه‌ها کمک‌کارم می‌شن» (مامان ۸، ۶.۵، ۳ ساله و ۱۶ روزه) دیروز عصر در حالی‌که خیلی گرسنه بودم چون ناهار نخورده بودم، نرگس رو گذاشتم توی کریر و برای اولین بار در نبود موقتی مامانم، سپردمش به عباس و فاطمه تا بهش با شیشه شیر بدن. هر دو شون خیلی ذوق دارن برای نینی جدید و دوست دارن توی کارهاش کمک کنن🥹. و این اولین بار بود که خودشون بدون کمک یه بزرگتر، تونستن حدود یک ساعتی از نرگس مراقبت کنن که گریه نکنه.‌ از قبل شیری که توی فریزر داشتم رو آماده کردم توی شیشه شیر و سپردم بهشون. عباس و فاطمه نوبتی به صورت کامل بهش شیر دادن و نرگس هم که سیر شده بود کم‌کم خوابید. زینب‌مون خداروشکر رفتار قابل قبولی داره با نوزاد، ولی بازم نیازه یکی حواسش باشه که یه موقع کار خطرناکی نکنه، به همین خاطر یکی از کارهایی که عباس و فاطمه انجام دادن همین بود. توی این مدت من غذا خوردم، کمی ظرف‌های ضروری رو شستم، نماز خوندم، بعد نماز برای خودم شیر داغ و کاچی آماده کردم و نهایتاً نرگس رو که بیدار شده بود و آروغ داشت، بغل کردم. یاد دوران نوزادی عباس افتادم که خودم دست تنها بودم و اکثر مواقع کسی نبود حتی در حد ده دقیقه آرومش کنه تا بتونم نماز بخونم یا غذا بخورم🥲. یا وقتی فاطمه نوزاد بود و بازم من دست تنها بودم با یک نوزاد و یک بچهٔ ۱.۵ ساله و چالش‌های مختلفی داشتیم... خوشحال شدم از اینکه عباس و فاطمه اون‌قدری بزرگ شدن که بتونم در مواقع ضروری نرگس رو بهشون بسپرم تا مراقبش باشن و بهش شیشه‌شیر و پستونک بدن تا گریه نکنه. و برای چندمین بار خداروشکر کردم که چهارمین بچه‌مون، شیشه‌شیر و پستونک رو قبول می‌کنه، برخلاف سه تای قبلی که هر چی تلاش کردیم نتونستیم بهشون شیشه یا پستونک بدیم. البته اینکه چی شد پستونک و شیشه رو قبول کرد هم ماجرایی داره که شاید یه بار سر فرصت درباره‌ش بنویسم. خلاصه‌ش اینه که بعد به دنیا اومدن، نرگس چند روزی توی بخش مراقبت‌های ویژه نوزادان بستری شد و دو سه روز اول اجازه نداشتم بهش شیر بدم🥺 و همین باعث شد توی اون چند روز پستونک رو قبول کنه. هر چند خیلی سخت بود بستری شدنش، ولی این فایده رو برامون داشت خداروشکر. عباس و فاطمه بعد از موفقیتی که امروز به دست آوردن توی مراقبت از نرگس، شروع کردن به خیال‌پردازی و فکر کردن به آینده. مثلاً از اینجور فکرها: وقتی که عباس بره کلاس پنجم و فاطمه بره کلاس چهارم و زنیب بره کلاس اول، می‌تونن سه تایی با هم برن مدرسه و نیازی به سرویس ندارن.‌ بعدش می‌تونن توی راه برن خوراکی بخرن برای خودشون. یا اگر میوه یا نون لازم داشتیم می‌تونن برن بخرن. می‌تونن زینب و نرگس رو ببرن پارک و...😅😍 من هم از فکر کردن به آینده‌ای که بچه‌هام بزرگتر و مستقل‌تر بشن و به معنای واقعی کلمه عصای دست و کمک کارم بشن، ذوق کردم. به خودم گفتم این روزهای شلوغ و پرکار نوزادداری و چهار تا بچه کوچیک داری، به‌زودی می‌گذره و روزهای راحت‌تری ان‌شاءالله در پیش داریم☺️. البته دعا هم می‌کنم که خدا طبق حسن ظن‌مون، در آینده شرایط رو برامون رقم بزنه. یهو سه چهار سال دیگه، نگم ای بابا این که سخت‌تر شد از قبل😅. 🍀🍀🍀 کانال مادران شریف ایران زمین @madaran_sharif