حرکت زیبا ! موکب خانگی
مادرها به یاعلی بگید... هر خانه یک موکب
دایاران | ستادمادرانایران 🇮🇷🧕
https://eitaa.com/dayaran
درد و دلی مادرانه با امام شهیدمان😭
آقای من،
رهبر شهیدم،
حالا چند روز از نبودنتان میگذرد و من هنوز زنده ام،
هنوز هم هر روز صبح باید سفره ی سحری بچینم برای اعضای روزه دار خانه، چند ساعت بعد، صبحانه آماده کنم برای طفل هایی که به سن روزه نرسیده اند،
سر ظهر ناهارشان را گرم کنم و غروب که می شود ، افطاری...
آقا جان، من که فکر میکردم روز بعد از شما را نمی بینم،
دیروز لباس چرک ها را در ماشین لباسشویی ریختم و ساعتی بعد آنها را پهن کردم،
هنوز هم هر شب و روز باید ظرف هایمان را بشوریم،
خانه را جارو کنیم
آشغال ها را بیرون ببریم
و همه و همه یعنی زندگی جریان دارد،
آقا جان، چقدر سخت است که بدون شما زندگی مان جریان داشته باشد،
ما دهه هفتادی ها وقتی چشم باز کردیم که شما بودید، فقط شما...
ما امام (ره) را ندیدیم،
امام (ره) برای ما خاطره های بزرگی بودند،
ما دلمان به شما خوش بود،
شمایی که پدر بودید، رهبر بودید، قهرمان بودید، اسطوره بودید، فرمانده کل قوا بودید
شما امام ما بودید،
حتی شما گفتید که ازدواج کنیم،
شما گفتید مادر شویم،
شما امر کردید که به فکر جمعیت کشور باشیم،
ما مطیع امر شما بودیم که حالا دورمان آنقدر شلوغ است که در عزای شما باز هم وقت سر خاراندن نداریم،
آقاجان، ما اینقدر دورمان شلوغ است که حتی وقت جنگیدن هم کم داریم،
دلمان میخواهد برای مردهای میدان کاری کنیم، اما دستمان به بچه داری مان بسته ست،
آقاجان ، کجایید که با لحن پدری تان بگویید؛ #مادری_افتخار_است
یادمان بیندازید که اولویت اول ما همین مادری ست؟!
کجایید که آراممان کنید و بگویید ، از ما راضی هستید؟
راضی هستید که گوش به دستور جهادتان دادیم؟!
کجایید که با نگاه رضایتتان به ما بفهمانید که ما در درست ترین نقطه ی زندگی خودمان، در اصلی ترین وظیفه مان غرق شده ایم؟
همان وظیفه ای که دغدغه ی تان بود،
همان که شب ها برایش از خواب میپریدید،
آقا جان
ما همه ی امیدمان به این بود که برای شما سرباز تربیت می کنیم،
همه ی افتخارمان این بود که خودمان هم سرباز شماییم، سرباز میدان فرزندآوری،
کجایید که وقتی میگوییم ،
ما همه سرباز توایم خامنه ای!
با صدای گرمتان بگویید؛
* من خودم هم سرباز امام زمان (عج)هستم *
آقا بیایید به ما یادآوری کنید که شما هم عبد بودید و معبود دیگری ست،
آقا جان، حالا میفهمیم که چقدر ایمانمان ضعیف بوده،
چقدر دلبسته بودیم،
چقدر حرف هایتان را خوب گوش نکرده بودیم،
باید برویم و دوباره شما را از نو بخوانیم،
شما را از نو زندگی کنیم،
یکبار دیگر سربازی تان را بکنیم،
تا شاید سرباز خوبی برای امام زمانمان (عج) باشیم و سربازهای ایشان را تربیت کنیم😭😭😭😭😭
آقا جان
حالا که بیشتر حواستان به ما هست،
خیلی التماس دعا🖤
ف.رجا
@sharhemadari
دایاران | ستادمادرانایران 🇮🇷🧕
https://eitaa.com/dayaran
امروز وظیفه ما چیست...
خوشا به سعادت حافظان و مدافعان حریم وطن... که این روزها مشخص ترین وظایف را دارند.... اما باقی مردم....؛به حکم اکثریت مراجع حفاظت از کشور بصورت حضور گسترده در خیابان ها و راهپیمایی بدون تفرقه افکنی
اولین و مهمترین وظیفه اکثریت جامعه است... اما تک به تک ما هم وظایفی داریم...
امروز حفظ اقتصاد کشور وظیفه تولید کنندگان است...آگاهی بخشی و #جهاد تبیین وظیفه اندیشمندان و متفکران است... امروز قوی تر از قبل درس خواندن وظیفه دانش آموزان و دانشجویان است...
امروز شاعران باید شعرهای حماسی بسرایند و تاریخ نویسان از حماسه ای بی تکرار در تاریخ بشریت بنویسند
و اما مادران
امروز زمان آن رسیده که توصیه و درخواست امام شهیدمان... برای افزایش نسل شیعیان را به فرموده خودِ ایشان
جهاد تلقی کنیم...و چونان مدافعان حرم که از آب و خاک وطن دفاع میکنند...
از نسل شیعیان امیرالمؤمنین حفاظت کنیم و برای افزایش سربازان امام زمان اقدام کنیم....
ما معتقدیم ظهور نزدیک است....پس برای ظهور قدمی برداریم که شرمنده نباشیم... همه ما مأمور به انجام وظایفمان هستیم و امروز وظیفه مادران
جهاد فرزند آوری ست.
#رهبرشهیدم
کانال خانواده بزرگ ما 🏴🖤
دایاران | ستادمادرانایران 🇮🇷🧕
https://eitaa.com/dayaran
اگر آقا نیست...😔
توصیه های ایشان هست...🥺
هر کدام نیت کنیم برای شادی روح مطهر ایشان راه جهادی که برای ما مشخص کردند را ادامه دهیم
اما درباره نگرانی ها...
مرگ سرانجامی ست که از زمان تولد برای تمام انسان ها مقدر شده...
و ما گریزی از آن نداریم...
نه برای خودمان... نه عزیزانمان
اگر اعتقاد داریم به الدنیا مزرعه الآخره..
پس باید کار درست را انجام دهیم و نتیجه را به آخرت بسپاریم...
همه ما مأمور به انجام وظیفه هستیم...
و در آخر هرکس بنا به وظایفی که انجام داده اجر و پاداش میبرد
#توصیه_مهم_حضرت_آقا
#جهاد_فرزندآوری
🏴 بانو صادقی
دایاران | ستادمادرانایران 🇮🇷🧕
https://eitaa.com/dayaran
مامان "جنگ کی تموم میشه؟"🥺
🌀مهمترین #سوال این روزای بچهها
🧕 مامان عزیز!
میدونم که این سوالات و احساسات کوچولوتون خیلی مهم و قابل احترامن.👌
اما این فقط یه سوال ساده نیست، بلکه نشونهی اینه که داره با یه دنیای بزرگ و پیچیده روبرو میشه و به دنبال #آرامش پیدا کردن میگرده. پس بیا با هم ببینیم چطور میتونیم بهش کمک کنیم.👇
1⃣اول از همه: گوش دادن و درک احساساتش
🍃قبل از هرچیزی، مهمترین کار اینه که با دقت به حرفهاش گوش بدی و سعی کنی بفهمی دقیقا چه احساسی داره.
ممکنه ناراحت باشه، بترسه،😰 گیج باشه،😵💫 یا حتی عصبانی.😠
مهم اینه که بهش بگی: "میدونم که الان خیلی ناراحتی و این طبیعیه. اشکال نداره که ناراحت باشی."☺️ اینجوری بهش نشون میدی که احساساتش رو درک میکنی و کنارش هستی.🫂
✍این سوال خیلی سخته و جواب قطعی نداره، ولی میتونیم اینجوری بهش توضیح بدی:
2⃣اجتناب از قول دادن:
🍃 به جای اینکه بگی
"جنگ کی تموم میشه؟"
که شاید خودتم جوابش رو ندونی،
بگی:
"بزرگها دارن خیلی سخت تلاش میکنن تا جنگ تموم بشه و همه بتونن با خیال راحت #زندگی کنن. مثل اینه که یه دکتر داره مریض رو دوا میکنه و ما هم باید #دعا کنیم🤲 که مریض زودتر خوب بشه."
کانال خانواده بزرگ ما 🏴🖤
دایاران | ستادمادرانایران 🇮🇷🧕
https://eitaa.com/dayaran
ادامه پرسش کودک:
«مامان جنگ کی تموم میشه؟»
3⃣تمرکز بر تلاشها:
بهش بگی که خیلی از آدمها دارن برای #صلح و #آرامش کار میکنن
"خیلی از آدمهای مهربون دارن تلاش میکنن تا جنگ تموم بشه و همه با هم دوست باشن.
مثل اینه که یه گروه دارن یه پازل خیلی بزرگ رو کنار هم میچینن و ما هم میتونیم با کارای کوچیکمون بهشون کمک کنیم."🙂
4⃣تاکید بر امید:
بهش یادآوری کنی که همیشه #امید🌱 وجود داره.
"حتی اگه الان اوضاع خیلی خوب نیست، بازم میتونیم امیدوار باشیم که آینده بهتر خواهد بود. مثل اینه که حتی توی یه روز ابری هم میتونیم به طلوع آفتاب فکر کنیم."
کانال خانواده بزرگ ما 🏴
دایاران | ستادمادرانایران 🇮🇷🧕
https://eitaa.com/dayaran
🔻مادران باردار عزیز، ما کنار شماییم
📱همراه و مشاور شبانه روزی مادران باردار
🗞در صورت داشتن هرگونه سوال در مورد سلامت خود یا جنین یا مراقبتهای ضروری در ایام بارداری و زایمان، با شماره ۴۰۳۰ کد ۴ تماس حاصل فرمایید.
🗞ماماهای با تجربه ، در تمام ساعات شبانه روز و کاملا رایگان پاسخگوی شما هستند.
#فتح_خیبر
#نبرد_آخر✌️
دایاران | ستادمادرانایران 🇮🇷🧕
https://eitaa.com/dayaran
🏴مراقبت از زنان باردار در شرایط جنگی
▪️زنان باردار و مادران تازهزا در اولویت مطلق امدادرسانی هستند؛ حفظ آرامش محیطی، کلید سلامت مادر و جنین در لحظه حادثه است.
دایاران | ستادمادرانایران 🇮🇷🧕
https://eitaa.com/dayaran
#میناب
- تعدادشان زیاد است و قدهایشان، فوقش به یک متر برسد. قبرها را کوچکتر حفر کنید.
- بستر خاک را خوب نرم کنید. صورتشان برگ گل است.
- این دو نفر میخواهند کنار هم باشند. دوست صمیمی هستند.
- روی مزارشان بنویسید: به کدامین گناه؟
- اینیکی شبها تنها نمیخوابد. میترسد. کنارش بمانید.
- آنیکی عادت دارد وقتی میترسد دستان مادرش را بگیرد. مادرش کو؟
- آهستهتر! هیاهو نکنید! بچهها میترسند.
- آرام بخواب گلم، ما اینجاییم. کنارت میمانیم.
- این بچه اضطرابجدایی دارد، مادرش را صدا کنید.
- اینها روزهاولی هستند. فکر افطارشان باشید.
- بشمارید کسی گم نشده باشد. دفتر حضوروغیاب کجاست؟
- کیف این بچه را ندیدید؟ همان کیف صورتی. خیلی دوستش دارد.
- خدایا این بچهها چرا اینقدر آرامند؟ چرا جیغ نمیکشند؟ چرا نمیخندند؟ دخترها زنگ تفریح است!
- بنویسید! درس امروز: دخترِ ایران ...
- فردا اردو داریم؛ کجا؟
گلزار شهدا.
😭😭😭😭
دایاران | ستادمادرانایران 🇮🇷🧕
https://eitaa.com/dayaran
🖇به عنوان یک مادر، نقش من چیست؟
✍فرنگیس حیدرپور، مرضیه حدیدچی دباغ، سیده زهرا حسینی، سحر امامی... هریک در صحنهای متفاوت قهرمان شدند. اما وجه اشتراک همگی، سنجیدن به موقع صحنه نبرد، پیدا کردن نقش خود و ایستادن جانانه بر سر آن است.
🔸حالا مادران میتوانند در این نبرد با تکیه بر هویت زنانه، نقش خود را ایفا کنند. نقش یک مدیر که فضای فکری، عملکرد، سلامت و پایداری خانواده، بلکه محله را میتواند راهبری کند.
دایاران | ستادمادرانایران 🇮🇷🧕
https://eitaa.com/dayaran
🏴 | مادرانه ای در سوگ دخترکان شهید میناب
هشت سالگی سن عجیبی است. نه آنقدر از کودکی گذشته که بشود بگویی «بچه است و نمیفهمد» و نه آنقدر به نوجوانی نزدیک که بگویی «دیگر بزرگ شده».
تن هم عجیبتر؛ انگار که راه و رسم زندگی را بلد شده باشد، بیصدا قد و قواره میگیرد. استخوانها جا باز میکنند. رنگ به پوست مینشیند. نرمهی چانه و سرخی گونه و شلالهی موهای جانگرفته کمکم صورت را قاب میبندند.
بعد میبینی قدوبالا نزدیکت مینشیند به بازیگوشی؛ و قاب صورتش، برابرت، به شیرین زبانی.
صدا کمی مبهم است؛ ترکیب شعر کودکانه با غرولند مشق و مدرسه و سروصدای بازی بیهوا. صدایش و حرکاتش پیش رویت تاب میخورند.
قدوبالا راه میرود و میچرخد و میپرد و لیلی میکند و دست به هرچه بخواهد میکشد و عین خیالش هم نیست. تن و جانش را میبینی اما چشمها...؟ داستان چشمها فرق میکند. ردّ خواهش تجربهی هرآنچه هست و نیست... ردّ آرزو... برق تمنّا... شوق زندگی همه در چشمها است.
چشمهایش را میبینی و میگویی «بزرگ که بشود...»، «موهایش را باید آنطور شانه کنم»، «آن لباس را تنش کنم»، «آن کار را یادش بدهم»، «آنجا بفرستمش درس بخواند خوب است»، «آن طعم کیک را برایش بپزم»، «آن اسباب بازی را برایش بخرم»...
هزار تمنا از ردّ شوقِ چشمهای او سُر میخورد به ذهنِ تو و میشود لبخند روی صورتت.
***
تمام اینها را اما با چشم بسته گفتهای.
هر آرزویت با قطره اشکی مرور شده؛ رگههای لبخند را روی صورتت آورده؛ لبهات را کشیده. شوق، گونهها را گرم کرده؛ بالا آمده تا پلکهات و پشت پلکها جمع شده و شده خواهش.
شده عشق...!
چشمهایت را با عشق باز کردهای رو به خواهشِ چشمهاش... که... چشمهاش... کجاند؟!
همینجا نبودند؟!
روبرویت نبودند یعنی؟!
آخ... باز از خاطرت رفت...؟!
ندیدی ساکت است؟
حواست نبود دیگر صدایش نمیآید؟
اصلا نفهمیدی چشمهاش بسته بود؟
ندیدی چطور زیر آوار...؟
(به یاد دخترکان شهید میناب- ۱۴۰۴/۱۲/۱۱)
✍فاطمه قلیپور
دایاران | ستادمادرانایران 🇮🇷🧕
https://eitaa.com/dayaran