eitaa logo
ستاد مادران ایران
3.6هزار دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
1.2هزار ویدیو
88 فایل
وظایف مادران در جنگ با دشمن آمریکایی_صهیونی 🧕اینجا ما مادران پیشرو و تاثیرگذار گرد هم آمده‌ایم. گریه‌ها بماند برای بعد. الان وقت جهاد ماست. قدرتمندتر از همیشه در این شرایط دشوار برای خانواده و کشورمان مادری کنیم.🇮🇷 ارتباط با ادمین کانال: @NabaviFar
مشاهده در ایتا
دانلود
📸پویش بیعت مادران و فرزندان با امام امت ✅به عکس امام خامنه‌ای، احترام نظامی بذارید و عکس بگیرید و بفرستید تصاویر بیعت خود را اینجا ارسال کنید👇 @admin_naslehosseini . دایاران | ستادمادران‌ایران 🇮🇷🧕 https://eitaa.com/dayaran
هدایت شده از فاتحان مبین
48.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰تجمع بانوان شیرازی همزمان با سراسر استان 💠اینجا شیراز مهد دین و فرهنگ و هنر صدای بیعت بانوان سومین حرم اهل بیت علیهم السلام با سومین رهبر انقلاب اسلامی را میشنوید. 💠کفن پوش آمدند تا بار دیگر به دشمنان اسلام و انقلاب نشان دهند که تا پای جان برای ایران ایستاده اند. 🔹️ سه شنبه ۱۹ اسفندماه ۱۴۰۴ 🔹️شیراز بلوار چمران موکب عزیزم حسین علیه السلام   💠 به رسانستان فارس بپیوندید؛👇 eitaa.com/resanestan_fars
وصیت نامه پدر شهیدم شهادت در شبهای قدر عملیات رمضان سال ۶۱ چقدر خوب آقا را توصیف کردند. سفارش کردند تا آخرین نفس با آمریکا مبارزه کنید. چقدر زنده اند🥺🥺 دایاران | ستادمادران‌ایران 🇮🇷🧕 https://eitaa.com/dayaran
🏴 به مناسبت فقدان رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله العظمی سید علی حسینی خامنه‌ای قدس سّره ❇️ ازدواج پسر آقا (۱) 🔹 در سال ۱۳۷۷ یک خانمی زنگ زده بود منزل ما که می‌خواهیم برای خواستگاری بیاییم منزل شما. خانم ما گفته بود: «بچه ما فعلاً سال چهارم دبیرستان است و می‌خواهد کنکور بدهد.» ❓ آن خانم گفته بود: «حالا نمی‌شود ما بیاییم دختر را ببینیم؟» ♻️ خانم ما گفته بود: «نمی‌شود. اصلاً شما خودتان را معرفی کنید. من نمی‌دانم چه کسی می‌خواهد بیاید!» ✳️ آن خانم گفته بود: «من خانم مقام رهبری هستم.» 🔹 خانم ما از هولش دوباره سلام و علیک کرده بود و گفته بود: «ما تا حالا هر کسی آمده بود، رد کردیم. صبر کنید با آقای دکتر صحبت می‌کنم، بعد شما را خبر می‌کنم.» 🔹 بعداً تماس گرفتند که ما حرفی نداریم. با خودمان می‌گفتیم شاید آنها آمدند ولی نپسندیدند. پس برای اینکه دختر هوایی نشود، بهتر است هماهنگی کنیم بیایند در دبیرستان بچه را ببینند تا بچه هم متوجه نشود چه کسی آمده او را ببیند. پس قرار گذاشتیم در دفتر دبیرستان. از قضا، خانم من مدیر دبیرستان هدایت بود. ساعتی را خانم ما هماهنگ کرد و خانم آقا تشریف آوردند و در دفتر نشستند. خانم ما گفته بود: «من دخترم را صدا می‌زنم و به دفتر می‌آورم بعد شما او را ببینید.» او را دیدند. دختر هم رفت سر کلاس. خانم آقا هم رفتند. 🔺 چند روز گذشت که من برای کاری خدمت آقا رفتم. ایشان گفتند: «خانم استخاره کردند. خوب نیامده.» 🔹 من بعداً گفتم: «خدا را شکر که دختر ما نفهمید؛ مبادا به روحیه‌اش لطمه بخورد!» 🔹 يک سال از این قضیه گذشت و دوباره خانواده آقا زنگ زدند که دوباره می‌خواهیم بیاییم. ❓ خانم ما گفته بود: «خانم، چی شده دوباره می‌خواهید بیایید؟ آخر آقا گفته بود که خانم ما به استخاره خیلی اعتقاد دارد و خوب نیامده.» ♻️ خانم آقا گفته بود: «چون دخترتان دختر خوبی است و نمی‌توانستیم بگذریم و دختر محجبه و فرهیخته و خوبی است، دوباره استخاره کردم و خوب آمد. اگر اجازه بدهید، بیاییم.» 🔹 آن موقع، دخترمان دیپلم گرفته بود و کنکور شرکت کرده بود. آمدند و وقتی مقدمات کار فراهم شد، قرار گذاشتیم پسر آقا و مادرش بیایند منزل ما، با یک قواره پارچه به عنوان هدیه تا عروس را ببینند و گفت‌و‌گو کنند. آمدند و نشستند صحبت کردند و وقتی آقا مجتبی رفتند، از دخترم پرسیدم: «نظرتان چیست؟» ایشان موافق بودند. به او گفتم: «خوب فکرهایت را بکن!» 🤝 بعد از چند روز رفتم پیش آقا. آقا فرمودند: «داریم خویش و قوم می‌شویم!» ⁉️ گفتم: «چه طور؟!» ✳️ گفتند: «اینها آمدند و پسندیدند و در گفت‌وگو به نتیجه رسیده‌اند.» و پرسیدند: «نظر شما چیست؟» 🔹 گفتم: «آقا، اختیار ما دست شماست!» ✳️ آقا گفتند: «نه، بالاخره شما دکتر و استاد دانشگاهید و خانمتان هم همین طور. وضع زندگی شما وضع مناسبی است، ولی [وضع زندگی] ما این‌جور نیست و اگر بخواهم تمام زندگی‌ام را بار کنم، غیر از کتاب‌هایم يک وانت بار می‌شود. اینجا هم دو تا اتاق اندرون داریم و يک اتاق بیرونی که آقایان و مسئولین می‌آیند و با من دیدار می‌کنند. من پول ندارم که خانه بخرم. يک خانه اجاره کرده‌ایم که یک طبقه را مصطفی و يک طبقه را مجتبی زندگی می‌کند. شما با دخترت صحبت کن که خیال نکند می‌خواهد عروس رهبر شود! يک چیزهایی در ذهنش نباشد. ما يک زندگی این جوری داریم. شما این جوری زندگی نکرده‌اید، نسبتاً زندگی خوبی دارید؛ خونه دارید، زندگی دارید. حالا بخواهد وارد يک زندگی این جوری شود، مشکل است. مجتبی معمم هم نیست. می‌خواهد روحانی شود و برود قم درس بخواند و زندگی بکند و... همه را بگو تا بداند.» ✅ من آمدم با دخترم صحبت کردم و ایشان هم قبول کرد. برگشتیم و وارد مراحل بعدی شديم. 🔹 آقا يک خانه‌ای قبل از ریاست‌جمهوری‌شان داشتند توی جنوب تهران. ایشان آن را اجاره داده‌اند و خرج زندگی‌شان را از آن در می‌آورند. ایشان حقوق بابت رهبری نمی‌گيرند و از وجوهات هم استفاده نمی‌کنند. خلاصه، برای مراسم عقد، مهریه و اینها گفتیم کجا برگزار کنیم؟ آقا فرمودند: «اولاً، سر مهریه و هر چه به اختیار دختر شما باشد، همان را مهریه دختر بگذارید، ولی من چون برای مردم خطبه عقد می‌خوانم و این سنت من بوده که بیش از ۱۴ سکه عقد نمی‌خوانم -تا حالا هم نخواندم- با این حال، اگر بخواهید، می‌توانید بیشتر از ۱۴ سکه هم بگذارید ولی من عقد را نمی‌توانم بخوانم، چون تا حالا برای مردم نخواندم پس برای عروسم هم نمی‌خوانم. بروید يک آقای ديگر بیاورید تا عقد را بخواند. اشکالی هم ندارد. از نظر من اشکالی ندارد. 🔹 ما گفتیم: «نه آقا، این که نمی‌شود. ولی باشد. حالا من صحبت می‌كنم با مادرش فکر نمی‌کنم مخالفتی داشته باشد. ✳️ گفتند: «می‌توانید مراسم عقد را در تالار بگیرید، ولی من نمی‌توانم شرکت کنم. 👈 ادامه در پست بعدی... 💠 🆔 @manbarak
❇️ ازدواج پسر آقا (۲) 👈 ادامه پست قبلی... 🔹 گفتم: «آقا، هر جور شما صلاح می‌دانید. ✳️ فرمودند: «می‌خواهید این دو تا و یک اتاق بیرونی را با هم حساب کنید چند نفر زن و مرد جا می‌شوند. نصف از خانواده ما و نصف از خانواده شما دعوت می‌کنیم.» 🔹 ما نگاه کردیم کلاً اینجا ۱۵۰ الی ۲۰۰ نفر بیشتر جا نمی‌گیرد. ما حتی قوم و خويش‌های درجه اولمان را نمی‌توانستیم دعوت کنیم. پذیرفتیم. خلاصه، تعدادی از اقوام نزديک را دعوت کردیم و آقا هم همین طور. ایشان از غیر فامیلشان هم، آقای خاتمی رئیس جمهور و آقای هاشمی رفسنجانی و آقای ناطق نوری و رؤسای سه قوه و دکتر حبيبی را دعوت فرمودند. يک رقم غذا نیز درست کردیم. 🟢 قبل از این قضیه صحبت بازار مطرح شد. پسر آقا گفت: «من نه انگشتر می‌خواهم، نه ساعت می‌خواهم و نه چیز دیگری.» 🔹 من هم گفتم حداقل يک حلقه که می‌گیرد. آقا گفتند: «چه کار کنم، مجتبی؟!» 🟢 آقا مجتبی گفت: «نمی‌خواهم.» بعد، آقا يک انگشتر عقیق داشت. گفتند: «این انگشتر را يكی برای من هدیه آورده. اگر دخترتان قبول می‌کند، من این را هدیه می‌دهم به ایشان. ایشان به عنوان حلقه هدیه بدهد به مجتبی.» 🔹 پذیرفتیم. خلاصه، آقا رفت انگشتر را آورد و گرفتیم و رفتیم و به دست مجتبی هم گشاد بود. دادیم یک انگشترسازی و ۱۰۰ تومان هم دادیم تا انگشتر را کوچکش کند. خلاصه، خرج حلقه دامادمان شد ۶۰۰ تومان. این شد حلقه داماد. 🔹 به آقا گفتم: «توی همه این مسائل احتیاط کردیم. دیگر لباس عروس را بسپار به دست ما.» ✳️ آقا فرمودند: «دیگر آن را طبق متعارف حساب کنیم.» 🔹 ما داشتیم در همان ايام عروسی می‌گرفتیم برای پسرمان و يک لباس عروس داشتیم که برای عروسمان سفارش داده بودیم بدوزند. خلاصه، قبل از آن‌که عروسمان استفاده کند، همان شب دخترمان استفاده کرد. ✳️ آقا گفتند: «من يک فرش ماشينی می‌دهم و شما هم يک فرش.» 🔹 مراسم برگزار شد. برای عروسی هم دو تا پیکان از ما بود و دو تا پیکان هم از اقوام آقا. مراسم در خانه ما طول کشید، تا آمدند عروس را ببرند، خانواده آقا هم آمده بودند. فقط آقا نتوانسته بودند بیایند. مراسم تا حدود ساعت يک طول کشیده بود تا این که ما عروس را آوردیم خانه. دیدیم آقا همین‌طور بیدار نشسته‌اند منتظرند که عروس را بیاورند. گفتند: «من اخلاقاً وظيفه خود می‌دانم برای اولین بار که عروسمان قدم می گذارد توی خانه ما و توی فامیل ما، من هم بدرقه‌اش کنم. هم به اصطلاح خوش آمد بگویم تا ایشان نگوید برای من ارزشی قائل نبودند.» 👌 ما تعجب کرده بودیم و فکر نمی‌کردیم آقا تا آن موقع شب بیدار باشند به خاطر اینکه عروسش را می‌خواهند بیاورند. 🔹 خانواده آقا چون آن شب سرشان شلوغ بود، غذا هم به آقا نداده بودند. آقا گفتند: «آقای دکتر، امشب شام هم نداشتیم. من یکی از این پاسدارها را صدا کردم و گفتم که شما خوردنی چيزی ندارید؟ یکی از پاسدارها گفت غیر از کمی نان چیز دیگر نداریم. گفتم که بیاور. حالا یک چیزی می‌خوریم!» ✅ بعد هم که دخترمان وارد شد، آقا نشستند و چند دقیقه‌ای برایشان در مورد تفاهم در زندگی و شرایط و اهمیت زندگی زناشویی صحبت کردند و تا پای در خانه، عروس را بدرقه کردند، خوش‌آمد گفتند. بعد برگشتیم. 💬 راوی: دکتر غلامعلی حداد عادل، پدر عروس رهبر شهید انقلاب 📚 منبع: کتابچه قائد اُمت، کاری از اندیشکده راهبردی سعداء 💠 🆔 @manbarak
📸پویش بیعت مادران و فرزندان با امام امت ✅به عکس امام خامنه‌ای، احترام نظامی بذارید و عکس بگیرید و بفرستید تصاویر بیعت خود را اینجا ارسال کنید👇 @admin_naslehosseini دایاران | ستادمادران‌ایران 🇮🇷🧕 https://eitaa.com/dayaran
این سپر، با دعای تو مامان عزیز، ساخته میشه به شدت به دعاهاتون محتاجیم برای پیروزی جبهه حق علیه باطل به ویژه امشب که شب قدره و مقدرات عالم تعیین میشه
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚨 «غوغا کنید فردا شب» ☀️ ما اگه بخوایم می‌تونیم یک شبه ظهور رو رقم بزنیم... 🌃 صیحه آسمانی در ۲۳ ماه رمضان که شب جمعه است شنیده میشه... ⭕️این کلیپ رو جدی بگیرید
زن‌های تربیت یافته‌ی مکتب خامنه‌ای همه در حال جهاد هستن؛ 🇮🇷یکی همسر شهید است و زینب‌وار یتیمان شهید را آرام می‌کند😭 🇮🇷یکی همسر پاسدار است و همسرش در خط مقدم، با وجود همه‌ی دلشوره هایش به سختی نبود و دوری پدر رو برای فرزندانش پر می‌کنه 🇮🇷یکی هرشب ساعت ۸ همسر و فرزندان کوچکش را آماده می‌کند و تا دم‌دمای صبح در کف خیابان از کشورش دفاع می‌کند 🇮🇷يكي جهادي در مسجد است و تا صبح لقمه ميپیچد برای سحر و افطاری بسیجیان شهرش 🇮🇷یکی دیگر پدر و مادر پیرش را در بر گرفته، تا در این اوضاع کمتر احساس تنهایی کنن 🇮🇷یکی در حال مدارا کردن با جوانش هست که هر شب خبرهای اینترنشنال را می‌خواند و به او و همه‌ی ارزش‌هایش پشت کرده، در دل غصه می‌خورد ولی لب نمی‌زند 🇮🇷یکی همسر ضدانقلابش را در کنارش دارد، زخم زبان ها و تکه کلام‌هایش را به رهبر شهیدش و به نظامش می‌شنود، و در کنج خلوتی آرام و مظلومانه اشک میریزد و اشک‌هایش را پاک می‌کند و برای گرم نگه داشتن کانون خانواده اش صبوری می‌کند و دوباره بلند می‌شود 🇮🇷یکی دیگر سلاحش قران و مفاتیحش شده، تا سحر دعا می‌خواند و مدافعان کشورش را با بزرگترین سلاحش(دعا) یاری می‌کند 🇮🇷یکی دیگر در بهشت زهرا تهران در حال کمک به خانواده های شهدای جنگ است. فرزندان روح‌الله کبیر همگی خسته نباشید، خداقوت🇮🇷💪🏻🇮🇷 چه شیر زنانی تربیت کرده
🔰پویش بیعت مادران و فرزندان با امام امت ✅به عکس امام خامنه‌ای، احترام نظامی بذارید و عکس بگیرید و بفرستید تصاویر بیعت خود را اینجا ارسال کنید👇 @admin_naslehosseini دایاران | ستادمادران‌ایران 🇮🇷🧕 https://eitaa.com/dayaran