هدایت شده از کوله محتوا
🏷بسته عملیاتی ویژه چهارشنبه سوری🔥
🎥 مجموعه ویدئوها
1️⃣تماشای ویدیوی جامع
2️⃣این اقلام رو دیدی مشکوک باش
3️⃣این نشانه ها رو دیدی حساس باش
📊 مجموعه اینفو گرافی
1️⃣سبد خرید مشکوک
2️⃣نشانه های مشکوک پیرامون ما
3️⃣هنگام دیدن موارد مشکوک چه کنیم؟
📩 مجموعه ایده و پیشنهاد
1️⃣کارناوال خودرویی
2️⃣دشمن سوزی|ترامپ سوزی
3️⃣پرچم سوزی
📞 تجربه ها
1️⃣تجربه شما(لاستیک سوزی)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بسته جامع ویژه چهارشنبه سوری🔥
تولید: شبکه احیاگری
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#چهارشنبه_سوری | #محله_ما | #تنگه_احد | #اقدامات_پیشنهادی
⭕️ اینجا👇کولۀ محتوایی خودت رو پرکن برای کنشگری
📲 @iranevent
#ارسالی
ان شاء الله مادران آگاه ما این نکته مورد توجه قرار بدن 🇮🇷👶
#ستاد_مادران_ایران
#ایران_جوان
دایاران | ستادمادرانایران 🇮🇷🧕
https://eitaa.com/dayaran
#پیام_مخاطبین
من یه مادرم
خواستم بگم من بچه پنجم باردارم خودم از خدا خواستم اما گفتم خدایا چند سال دیگه 😒 اما خدا یه ماه بعد بهم هدیه دادن 🥰
بخاطر حرف و زخم زبان به هیچ کس نگفتم که باردارم چن روز پیش که بیدارشدم سفره سحری پهن کنم تلویزیونم هم روشن کردم با شنیدن خبر شهادت رهبرم عنان از کف دادم بلندبلند گریه کردم جیگرم سوخت😭😭
بچه هام باصدای گریه من بیدار شدن
خودمو جمع و جور کردم یه لحظه نفسم بالا نیومد دستمو روی شکمم کشیدم کمی آروم گرفتم🥺
گفتم سیدعلی دیگه بچمو قایم نمیکنم با افتخار میگم امر رهبرم قضا نشد 💚
لااقل من مادر به امری که جهاد خواندی بیتفاوت نبودم از فردای شهادت بیشتر از پیش بیرون میرم👍
تجمع شبانه✅
قبل از اذان تبیین مسائل ✅
ویژه نامه زندگی با آیه ها بمناسبت شهادت رهبر قرآنی انقلاب✅
دیگه از تبریک نگفتن و اخم کردن اقوام نزدیکم ناراحت نیستم من دیگه از اینکه نزدیک ترین فرد بروی خودش نمیاره بارداری منو بغض نمیکنم🤗👋
خوشحالم که درشرایطی که عده ای ان ها را موانع فرزند آوری میخوانند به امر رهبرم لبیک گفتم 🌹
دلمم گرمه به اینکه کسی غیر از خدا هوامو نداشت ❤️
من چهار ماه باویار سخت شکم گرسنه طی کردم 😊
من یک مستاجرم😊
ما ماشین نداریم در شرف خریدن موتوریم😊
از صمیم قلبم خداروشاکرم و خرسندم😊💚
رهبرم من شیربچه های سیدعلی را طوری تربیت میکنم که دشمن روزی هزار بار ازترس بمیرد و زنده شود با تنفر از صهیون و حب اهل بیت شیرمیدهم 🤱
خیبرخیبر یاصهیون🇮🇷🇮🇷🇮🇷
👈جای شهدا را با فرزندانمان پر می کنیم.🌷
#مادری
#فرزندآوری
#نسل_مهدوی
#زنان_تاریخ_ساز
#ستاد_مادران_ایران
#مادران_حیدر_پرور
دایاران | ستادمادرانایران 🇮🇷🧕
https://eitaa.com/dayaran
*آن روی دیگر آقای لاریجانی*
این متن را از روی دیدار دوساعته جذابم با فریده خانم (همسر علی آقای لاریجانی) می نویسم. دیداری که چند ماه پیش در عصری پاییزی در منزل شان اتفاق افتاد. قرار بود درباره مادرش حرف بزنیم اما در تمام طول صحبتمان «علی» از دهانش نیفتاد. می گفت: «وقتی علی خونه نیست انگار دستام بریده شده! علی که باشه همه کارهای خونه رو انجام می ده. بی آنکه من ازش خواسته باشم. خریدها رو جا به جا می کنه. سبزی و مرغ رو پاک می کنه. ظرف ها رو می شوره...» دهانم باز مانده بود که مگر می شود مردی که بیرون از خانه امنیت ملی ایران را حمل می کند، بتواند توی خانه مرغ پاک کند و ظرف بشورد؟ که بعدش فهمیدم همه اینها مال زمانی است که «علی خانه باشد...» و علی شش ماه بود که خانه نرفته بود. از جنگ دوازده روزه که دیگر اجازه نداشت زندگی معمولی داشته باشد. کسی که ابرقدرتهای دنیا برای کشتنش جایزه گذاشته بودند، مردی عاشق پیشه بود که دل جوانی داشت و منشی پخته و با طمانینه. که «از جوانی هم پخته بود.» روزی که هنوز بیست سال هم نداشته و آمده بوده خواستگاری فریده و پدر فریده راغب به این ازدواج بوده و مادر پرسیده بود: «زیادی جوان نیست موری جان؟» و مرتضای مطهری جواب داده بود: «نه باهاش حرف زدم. عقلش پیره.» و مرتضی خبر وصلت دخترش با پسر آیت الله آملی را در نوفل لوشاتو به امام داده و خوشحالی امام را دیده بود که عالم زاده ای با عالم زاده ای ازدواج کرده. البته از نظر مالی خانواده علی بالاتر از خانواده فریده بودند و زمین ها و گوسفندهای فراوانی در شمال داشتند. خانه ای هم که برای زندگی فریده و علی در نظر گرفتند آن قدر بزرگ بود که آقای مطهری مجبور شد برای جهیزیه دخترش دو دست راحتی و دوتا فرش بخرد که جاهای خالی خانه را پر کند. همان راحتی ها و فرش هایی که هنوز هم در خانه علی و فریده بودند و مبل دیگری به جز همان ها که شهید مطهری چهل سال پیش خریده بود نداشتند. عجیب هم نبود. فریده می گفت علی نه هرگز از مجلس حقوق گرفت و نه از مسئولیت های بعدیش. حقوقش سالها همان چهل میلیون تومان استاد دانشگاهی است که تازه از آن هم مقداری هر ماه به حساب بیت المال می ریزد که مدیون نباشد. می گفت این خانه را که می خریدیم پول لازم شده بودیم و دخترم پیشنهاد داد که «بابا نمی شه حقوق های معوقه تون رو از مجلس بگیرید؟» که علی قبول نکرد و گفت: «ما خیلی به این کشور بدهکاریم. من چیزی طلب ندارم.» این ها را کسی گفته بود که از اولین روزهای انقلاب لحظه ای را به آسایش نگذرانده و برای ایران دویده و زحمت کشیده بود. و در عوض بارها جفا دیده و تهمت شنیده و مورد حسادت قرار گرفته بود. فریده خانم می گفت: «بعد از اینکه در انتخابات رد صلاحیت شد، آدم های مختلف روزهای متمادی می آمدند و روی همین صندلی که شما نشسته اید می نشستند و ازش می خواستند که اعتراضی بکند. از خودش دفاع کند، چیزی بگوید، نامه سرگشاده ای، شکایتی...» همه حرف ها را با طمانینه می شنید و با احترام مهمانانش را بدرقه می کرد. در حالی که بهشان گفته بود: «ان شالله خودش درست می شود. من که نمی توانم برای نظام هزینه بتراشم.» ولی خوب بلد بود از نظام دفاع کند. شبیه گنده لات هایی که خوب رجز می خوانند و بلدند چه طوری جواب رجز حریف را بدهند که با خاک یکسان شود. اما کی باورش می شد که همین آدم پخته سیاسی در برابر بچه ها تا چه اندازه رقیق القلب بود که حتی در همان دوره ای که نباید خانه می آمد اگر چند هفته یکبار نوه هایش را نمی دید محزون و دلتنگ می شد. به همه بچه های فامیل محبت بیش از اندازه داشت و به بچه های خودش هم. با این حال پسرانش را هرگز در امور کاری اش دخالت نمی داد. مرتضا در نوجوانی صدای خوشی داشت و اذان قشنگی می داد. فریده می گفت: «هر چه رفقای علی اصرار کردند بیاید در صدا و سیما اذان بگوید که ضبط کنند قبول نکرد. آن زمان که رئیس صدا و سیما بود.» فریده می گفت: «علی در این چهل و اندی سال که از شهادت پدرم گذشته هم برایم پدر بوده و هم همسر و هم رفیق و هم استاد. طاقت ندارم ببینم یک مو از سرش کم شده.»
دیشب که خبر شهادت علی آقا را با این عبارت «علی لاریجانی تایید صلاحیت شد» خواندم، هیچ نگران خودش و حتی انقلاب نشدم. که خودش به حقش رسید و انقلاب هم گیر اشخاص نمی ماند.
اما خیلی به فریده خانم فکر کردم. به زنی که روزی پدرش مرتضی را شهید کردند و دیروز رفیق و استاد و همسرش، علی را که وقتی خانه نباشد انگار دست های فریده را بریده اند و حتی پسرش مرتضی را که صدای خوشی داشت و اذان قشنگی می گفت.
*من مطمئنم یک آه این زن می تواند آمریکا و اسرائیل را از ریشه بخشکاند* .
✍️فائضه غفارحدادی
#ستاد_مادران_ایران
#مادران_حیدر_پرور
دایاران | ستادمادرانایران 🇮🇷🧕
https://eitaa.com/dayaran
کرمان شهرستان رفسنجان مسجد جامع رحمت آباد عهد و پیمان با رهبری
🔰پویش بیعت مادران و فرزندان با امام امت
✅به عکس امام خامنهای، احترام نظامی بذارید و عکس بگیرید و بفرستید
تصاویر بیعت خود را اینجا ارسال کنید👇
@admin_naslehosseini
#ستاد_مادران_ایران
#بیعت_با_امام_خامنهای
#مادران_حیدر_پرور
دایاران | ستادمادرانایران 🇮🇷🧕
https://eitaa.com/dayaran