📸 #گزارش_تصویری۵
#فروردین_۱۴۰۵
#اجتماع_مادر_و_کودک
📆 جمعه ۷ فروردین // بوستان ناجی
┄┅═✧❁✧═┅┄
✍ واحدجوانی جمعیت وخانواده نهاد رهبری دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد
💚در مسیرجوانی ایران باما همراه باشید💚
❀✾••┈┈•❀ ◍⃟♥️ ❀✾••┈┈•❀
🕊 #سفیران_رحمت_الهی
🆔 @safiran_rahmat_elahi_yazd
#ستاد_مادران_ایران
#ایران_جوان
دایاران | ستادمادرانایران 🇮🇷🧕
https://eitaa.com/dayaran
📸 #گزارش_تصویری۳
#فروردین_۱۴۰۵
#اجتماع_مادر_و_کودک
📆 جمعه ۷ فروردین // بوستان ناجی
┄┅═✧❁✧═┅┄
✍ واحدجوانی جمعیت وخانواده نهاد رهبری دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد
💚در مسیرجوانی ایران باما همراه باشید💚
❀✾••┈┈•❀ ◍⃟♥️ ❀✾••┈┈•❀
🕊 #سفیران_رحمت_الهی
🆔 @safiran_rahmat_elahi_yazd
#ستاد_مادران_ایران
#ایران_جوان
دایاران | ستادمادرانایران 🇮🇷🧕
https://eitaa.com/dayaran
📸 #گزارش_تصویری۳
#فروردین_۱۴۰۵
#اجتماع_مادر_و_کودک
📆 جمعه ۷ فروردین // بوستان ناجی
┄┅═✧❁✧═┅┄
✍ واحدجوانی جمعیت وخانواده نهاد رهبری دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد
💚در مسیرجوانی ایران باما همراه باشید💚
❀✾••┈┈•❀ ◍⃟♥️ ❀✾••┈┈•❀
🕊 #سفیران_رحمت_الهی
🆔 @safiran_rahmat_elahi_yazd
#ستاد_مادران_ایران
#ایران_جوان
دایاران | ستادمادرانایران 🇮🇷🧕
https://eitaa.com/dayaran
عاشقانههای جنگ❤️
دایاران | ستادمادرانایران 🇮🇷🧕
https://eitaa.com/dayaran
آیندهی ایران، در دستان فرزندان امروز ما
🔷️موکب و مادرکودک
مواسات مادرانه این بار جوری دیگر دورهمی دارد
دورهمی از جنس اقتدار و عزت
ما مادران مواساتی میاییم تا اعلام بیعت کنیم با امام و رهبرمون
و تجدید عهد ببندیم با آرمانهای قائد شهیدمون 🇮🇷🇮🇷
وعده حضور در دورهمی ما هر شب راهپیمایی شبانه 🇮🇷🇮🇷
🎪مکان دیدار :موکب مادر و کودک مواسات مادرانه کوثر
خیابان پیروزی ،روبروی شهرداری
ما به پا خواسته ایم تا نابودی کامل دشمن خبیث 🇮🇷🇮🇷💪💪
همراه با برنامه های جذاب برای دلبندان عزیزتون 🎁🏅⚽️⚾️🪁🎨
و از همه مهمتر گوش به فرمان رهبر در عهد فرزندآوری 👼👨👩👧👦👨👩👦👦
قراره ایرانی قوی و لشگر اسرائیل و آمریکا نابود کن داشته باشیم
هزاران سیدعلی خامنه ای ها ،حاج قاسم ،حاجی زاده ها و تنگسیری ها در انتظار شماست..
#مواسات_مادرانه_نهاوند
دایاران | ستادمادرانایران 🇮🇷🧕
https://eitaa.com/dayaran
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روایت زنانهای از روز قدس امسال...🕊
یه نکتهای توی حرفاشون قابل تأمل بود:
این که بچهها به صورت مامانا نگاه میکنن تا بدونن چه واکنشی باید نشون بدن،
پس قبل از هرچیزی روی آرامش خودمون تمرکز کنیم.👌
#آرامش_خانه #تجربه #کلیپ
#مادری_برای_ایران
دایاران | ستادمادرانایران 🇮🇷🧕
https://eitaa.com/dayaran
✍️۱۰ اسفند ساعت همین حوالی بود که دخترکم بسیار بیتابی میکرد و نمیخوابید ....
با هزار صوتِ صلوات خواب مهمان چشمانش شد با هزار بغل و بوسه .....
دختر است دیگر آن هم سه ساله
پر از ناز و خواهش .
حسابی چشمانم میل به مهمانی رفتن داشت و یک پلک تا خواب باقی مانده بود ،
گرمِ گرم خوابیدم ،حوالی ساعت ۳:۳۰صبح بود که با یک خالی شدن عمیق ته دلم از خواب پریدم و فقط تلفن همراهم را روشن کردم ،خبر ها را بالا پایین کردم که دیدم از دیروز بازهم به تهران حمله شده در بین اخبار بودم که پیام گروهی توجهم را جلب کرد :( نمازتان را در مسجد بخوانید و به میدان بیایید ) با همان خواب آلودگی چشمانم را بستم ولی یک آن به خودم آمد چرااااا؟؟؟
به پدر فرهنگی و مرد میدان این روزها که پیام را داده بود پیامی ارسال کردم که قرار است برای خانواده حضرت آقا مراسم بگیریم؟که یک کلمه تایپ کردن ...آقاااا😭
تا این پیام برسد و حلاجی اش کنم احساس کردم دانه به دانه موهایم سفید شد
(از تجسم آن روز باز هم غرق خشم میشوم و پر از بغض 🥺)
خودم را به زور به پنجره رساندم اکسیژنی برای نفس پیدا نمیکردم از طرفی دلبندانم خواب را در آغوش گرفته بودند و غرق در رویای کودکانه بودند از طرفی همسرم هم تا دیر وقت سرکار بود و کارش از روز قبل آرامش دهی به مردمی بود که صف نانوایی و صف بنزین و فروشگاه شده بود کارشان (خداخیرش دهد آرامش دهنده بود )
خودم را به زور به پنجره رساندم نمیتوانستم نفس بکشم اکسیژنی پیدا نمیکردم یا کلا نفس کشیدن را یادم رفته بود نمیدانم بلاخره پنجره را باز کردم
نفس اول ...
یا زهرا
نفس دوم
یا صاحب الزمان....
نفس سوم
یتیم شدیم ....
نفس چهارم
جانم رفت ....
نفس پنجم
بدبخت شدیم....
انقدر غمم سنگین بود که دیگر نتوانستم تنهایی بر دوش بکشم این جانی که داشت از تن میرفت ....
شریک خوشی و غمم را بیدار کردم و گفتم پاشو بریم مسجد تا گفت چی شده دیگر نتوانستم خودم را کنترل کنم فقط گفتم یاااا زهرااا یتیم شدیم .....
کاش آن روز میمردم
جانم رفت ولی چرا برگشت نمیدانم
حکمت
مصلحت
جان سختی
آزمون الهی
نمیدانم ....
بلاخره دوام آوردم
دلبندانم را به مادرم سپردم و
خودمان را به میدان رساندیم قبل از اذان بود
خداراشکر اینجا دیگر اکسیژن بود ولی جانی برای نفس کشیدن نه .....
رفته رفته سیل مردم از هر سو به سمت مرکز شهر می آمدند همه بغض بودیم
آه بودیم
قطره بودیم که دریا شده ایم
همه گریه میکردند و بر سر خود میکوبیدند آن هم با زبان روزه ولی نمیدانم چه به روز قلبم آمده بود که حتی نتوانستم یک دل سیر اشک بریزم و بغضم را خالی کنم
البته نگهش داشته ام برای فرود آمدن بر سر اسرائیل و امریکا و این یک قرار با دلم است تا انتقام خون آقا را نگرفته ایم نبارم ،ولی سخت است جان کندن میان تو که اینجایی و جانی که دیگر رفته است .....
✍️ف_خانی
#نسیم_نوشت
#آه
#مادرانه
#نسیم_طراوت
#روایت_جنگ
#ستاد_مادران_ایران
#ایران_جوان
دایاران | ستادمادرانایران 🇮🇷🧕
https://eitaa.com/dayaran