برق رفته و از تاریکی میترسم. بقیه توی روشنایی هستن اما من نه، لیاقت روشنایی رو ندارم، این چیزیه که هستم: یک عدم موفقیت-شکست.
روی کابینت دراز کشیدم و بارون میاد.
They say it's what you make, I say it's up to fate
It's woven in my soul
I need to let you go
Your eyes(تصاویر) they shine so bright, I wanna save that light
I can't escape this now(نمیخوام؟), unless you show me how