حکایت دردناک کودکی که از یک قرن پیش در خواب است
ماجرای دختری در تابوت که به زیبای خفته معروف شده در فضای مجازی خبرساز شده است.
@de_bekhand
حکایت دردناک کودکی که از یک قرن پیش در خواب است
ماجرای دختری در تابوت که به زیبای خفته معروف شده در فضای مجازی خبرساز شده است.
روزالیا در دسامبر سال ۱۹۱۸ در سیسیل متولد شد. او کودکی زیبا و شگفت انگیز بود که به خانه پدرش ماریو لومباردو زندگی بخشید. مادرش، ماریا دو کارو، از دخترش که موهای بلوند و ویژگی های فرشته داشت با عشق و محبت نگهداری میکرد. که ناگهان روزالیا به ذات الریه ناشی از آنفولانزای اسپانیایی دچار شده و یک هفته قبل از تولد دوسالگیاش، در ۶ دسامبر ۱۹۲۰ از دنیا رفت.
پس از مرگ او، پدر روزالیا چنان ناراحت بود که ترک دخترش را قبول نکرد؛ بنابراین او برای مومیایی کردن بدن روزالیا با آلفردو سیلویا «مومیایی کننده معروف» تماس گرفت. سیلویا نیز این کار را به بهترین نحو انجام داد. پدر روزالیا گفت:"بهترین تکنیکهای مومیایی کردن در آن زمان ترکیبات شیمیایی بود؛ بدن به خوبی حفظ شده بود، فقط به نظر میرسید که او خوابیده است، بنابراین من او را زیبای خفته صدا کردم." این مومیایی به نقطه خشکتری در آبشارهای کلیسای سانتاماریا دلا پیس در پالرمو، سیسیل منتقل شد، تابوت اصلی او نیز برای جلوگیری از پوسیدگی در یک ظرف شیشهای ضد هوا با گاز نیتروژن قرار گرفت.
تقریبا ۱۰۰ سال پس از مرگ، روزالیا هنوز زنده به نظرمیرسد. در سال ۲۰۰۹، MRI از بدن روزالیا اولین تصویر سه بعدی را تولید کرد که نشان داد تمام اعضای بدن او کاملا سالم هستند. امروزه میتوان دختر کوچک درون تابوت که در انتهای اولین راهرو کلیسای سانتا روزالیا در پالرمو با شیشه محاصره شده است را مشاهده کرد. هر ساله افراد زیادی برای بازدید از زیبای خفته به این شهر سفر میکنند.
@de_bekhand
🔷قدر محبت همسر خود را بدانیم
آیت الله احمدی میانجی ميفرمودند: در اطراف آذربایجان شخصی به نام شیخ محمد طاها زندگی میکرد. آدم فوقالعادهای بود. آیت الله محل بود، خانمی هم داشت که به او محبت و خدمت میکرد.
شیخ محمد طاها معمولاً مشغول درس و بحث و عبادت و کارهای دیگر بود. یک روز مشکلی در خانه پیش آمد.
خانم شیخ محمد طاها از دست آقا ناراحت شده بود و دلو و ریسمان آب کشیدن از چاه را مخفی کرده بود
شیخ محمد طاها سحر برای نماز شب بلند شد. همیشه آفتابه پر از آب برای او آماده بود ولی آن شب میبیند نه از آفتابهی آب خبری است نه از دلو و ریسمان. اطراف را میگردد و دلو ریسمان را پیدا میکند. دلو را در چاه مياندازد و میبیند خیلی مشکل است. پیرمرد است و توان ندارد از چاه آب بکشد. بهسختی دلو آب را از چاه بالا میکشد ولی از دستش ميافتد. زار زار شروع میکند گریه کردن.
خانم دلش به حالش ميسوزد میگوید اینکه گریه ندارد من برایت آب میکشم. میگوید من برای آب گریه نمیکنم؛ گریه من برای این است که تو چهل سال برای من آب كشيدي و من قدر تو را نميدانستم و اصلاً توجهی به این کارت نداشتم!!
📙محبت به زنان و کودکان در سیره پیامبر اکرم، حجتالاسلام فرحزاد،ص ۹۲
@de_bekhand
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔴حقیقت مهاجران ایرانی در جهان غرب
🔹صحبتهای یک تکنوکرات که حامی براندازی نظام است در مورد زندگی سگی در #کالیفرنیا.
سیاه پوست سمباده زده😂😂
چطورید تروریستای سیاه سمباده زده🙄😂😂
😊 @de_bekhand ☺️
به راننده تاکسیه گفتم بخاری میگیری؟
گفت گرفتم اون پشته.
برگشتم دیدم راست میگه یه بخاری گرفته واسه خونهش، گفتم مبارکه😐😂
😊 @de_bekhand ☺️
رفتیم خواستگاری دختر همسایمون برا من
باباش گفت تو رو برا پیچ گوشتی میفرستادن ما نمیدادیم انتظار داری دخترمونو بدیم بهت؟
دیدیم حرفش منطقیه پول گل و شیرینی رو گرفتیم برگشتیم خونه🤷♂😂
😊 @de_bekhand ☺️