هدایت شده از عَمـار .
من گمان میکردم که تو حتی اگر مرهم نباشی، زخم هم نمیزنی؛ اما زخمی که به من زدی، دردش تا استخوانهایم هم رسید.
هدایت شده از سکوت.
چشمانم به دنبال آشنایی میگردد که امیدی برای دیدار دوبارهاش ندارم.
آیا فکر میکنی به همین سادگی است که برای رهایی از یک زخم، آن را ببندی؟
- ژان کوکتو