وداع خاموش
خیلی پرفکت پرستیدنی بچه ها کلمه راجبش کم میاد میدونید ؟؟؟ زبانم در برابر این شاهکار قاصره زیادی بی ن
میذونید اکه میخواستم ابنو با تمام شلذستی هام بفرستم نیازمنذ مترجم زبان میخی میسدید 🙏🏻
وداع خاموش
چالش نمیدونم چندروز چندتاکار جالب و جدید روز اول:پخت غذای جدید روزدوم:سوت زدن با دو انگشت روزسوم:یا
روز پنجم
«رندوم تربن ایده بو- »
وداع خاموش
روز پنجم «رندوم تربن ایده بو- »
ویرایسش زدم ابنو بیشتر دوستداشتم نانای )
https://eitaa.com/Shingilynanay/1014
حقیقتش این هیلی قشنگ بود ، به طرز عجیبی به دلم نشست و برای بار nام داره پلی میشه 😭
هدایت شده از 𝑺𝒆𝒍𝒘𝒚𝒏
دختربچهی هفت ساله زیرضربهی زندگی خم شد و یک جا نشست و زار زار گریه کرد.
دلش برای کودکی اش تنگ شده بود.برای بی دغدغه خندیدن ها شادی ها بازی ها تنهایی ها.
دخترک مدت زیادی را آرزو کرد که وقتی بیدار میشود بچه شده باشد.
دختر بزرگ تر شد و دغدغه هایش بیشتر.
شاید هنوز هم گاهی دلش بخواهد بچه بشود ولی حالا زندگی را درک کرده و چرخهی مزخرفش را پذیرفته.
خدامیدونه این خزعبلات چیه