eitaa logo
انلاین شاپ┃`𝙉𝘼𝙎𝙏𝘼𝙍𝘼𝙉⚘
707 دنبال‌کننده
977 عکس
80 ویدیو
0 فایل
«بــسـم تـعــا لــــیٰ» من اینجام تا به استایلت و خونت درخشش بدم 😌🫧 خوش اومدی قشنگم💗✨ ثبت سفارشت:🛍👇 @farsad_n2 کپی؟! فور قشنگتره کاکو🍫🤎
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از گسترده لیــٰا
❗️‌‌هی دوست عزیز،این بنرو رد نکن❗️ ‌‌شاید آخرین باری باشه که این بنرو میبینی؛ اینجا میتونی کلی عکس های پینترستی پیدا کنی🛐 چنلش پر از عکسای مود و وینتیج ِ🎀🪞 https://eitaa.com/joinchat/4174971763Cc91f94bbb5
هدایت شده از -پنج ساعت بمونه | گندم✨🌸
ـ قربان اون دزدی که میخواستین رو گرفتیم.. نگـاه ترسناکی بهم انداخت؛ +میخوای بگی این فسقـلی هرشب میومده عمـارتِ من دزدی؟! برگشت سمتم..پروو سرمو بالا گرفتم.. +تو که انقد خوب دزدی میکنی چرا نمیای تو گروه من؟. سوالی و متعجب نگاش کردم که گفت؛ +اگه نتونسـتی انجامش بدی باید عقـد من شی...🥹☁️❤️‍🔥 https://eitaa.com/joinchat/375325937C332bfbd6be
هدایت شده از گسترده لومیو
🍁🍁🍁🍁🍁🍁 ماه_در_خانه‌ی_خاموش پارت واقعی _ آرمان.... فکر می‌کنم… احتمال داره باردار باشم. آرمان، خشک شد. نه از خبر، بلکه از خاطره‌ای که با آن برگشت. چند لحظه سکوت کرد. بعد، با صدایی سرد و عصبی گفت: مگه ممکنه؟ من… من عقیمم. دلارا، با چشمانی پر از ناباوری گفت:چی؟ آرمان بی رحم با فریاد گفت: من عقیمم.... من بچه دار نمیشم..... برای همین اون زن توی دادگاه به جای مجازات خیانت، راحت طلاق گرفت و رفت.... تو هم مثل همونهایی...... به من خیانت کردی دلارا، با بغض گفت: من هرگز بهت دروغ نگفتم. هرگز خیانت نکردم. همه وسایل روی میز را با یک حرکت به زمین ریخت و فریاد زد: دیگه نمیخوام ببینمت. از اینجا برو...... توهم یکی هستی مثل همونا... دلارا که از ترس گوشه دیوار ایستاده بود دست روی شکمش بردو گفت: آرمان من بهت خیانت نکردم این بچه تو هستش اگه نمیخوای می‌تونیم.... آرمان سریع به طرفش آمد و حرفش را قطع کرد و با عصبانیت غرید: این به من مربوط نیست گمشو بیرون و اون بچه توی شکمت هم مال هرکیه همون چاره اش رو پیدا کنه. https://eitaa.com/joinchat/3168929114C3034182ec9
هدایت شده از گسترده سه ساعته مانیا
بنر ساعت 16:00حذف شه✨ گسترده سه ساعته مانیا 👀
هدایت شده از .Banerآیمـ꯭๋̟࣪ـاه.
- نمیترسی وسط دانشگاه از استادت دل.بری میکنی؟! با عشـ..ـوه خندیدم.. لب زدم: - از استادم‌ چرا.. ولی از شوهرم نه!! خنده ای کرد و گام هاش رو بهم نزدیکتر کرد - یعنی میگی چون شوهرتم‌ نمیتونم کاری کنم؟؟؟! با ناز چشم چرخوندم که دیوونه‌ شد و بی توجه به اینکه تو دانشگاهیم‌ با یه حرکت.🔥❌🤭🙄 https://eitaa.com/joinchat/1498612470C749bad7f9e