eitaa logo
<قلمِ‌دل-
9 دنبال‌کننده
21 عکس
2 ویدیو
0 فایل
˼ بسم ِرب‌ ˹ _بلوچ‌مُ قلم به دل🫀✍🏻 . _نویسنده‍ و شاید شاعر🕯🎙 . _ اینجا؟!مکانی نامعلوم برای به یادگار گذاشتن خاطِراتُ؛ لحظاتُ؛ دست‌نوشت‌هاُ هرآنچه باید . _ میهمان این کنج‌دنج با اندکی خرما و چای باش🕶☕️ . کپی؟لا . کنجِ‌دنج خودت رو رونمایی کن؛)
مشاهده در ایتا
دانلود
این جمعه هم گذشت طِبق روال هر جمعه= ) )🌚✨🤍 . .
خدایی؛اگه جایی دستتو‌ن‌ن باز بود برایِ کمک به یه نیازمند دریغ نکنید . _نزارید چشمی در انتظار بمونه🙂 .
<قلمِ‌دل-
•🦋🩵• ◞بِسـمِ الࢪَّحیمِ الذۍ لایُخَیِّبُ الࢪَّجاء◜ بہ نام مھࢪبانۍ ڪہ امیدها ࢪا ناامید نمۍڪند
•🦋🩵• ◞بِسـمِ الࢪَّحیمِ الذۍ لایُخَیِّبُ الࢪَّجاء◜ بہ نام مھࢪبانۍ ڪہ امیدها ࢪا ناامید نمۍڪند
کلاس‌هایی که امروز داشتم‌م کامل کلاس تاریخ و ادبیات بود🗿✨ . زنگ اول که ادبیات داشتیم . زنگ بعد علوم که باز دبیر گرام نشستن بعضی چیزارو تفسیر کردن و از تاریخ گفتن 🥲😂 . زنگ آخر زبان که دبیر نداشتیم خودمون نشستیم و بازار غیبت و کی دختر کیه و فلان و بهمان رو به راه انداختیم از خاطره گرفته تا جد طرف رو فهمیدیم خلاصه😔🤣🤣 .
<قلمِ‌دل-
چه گویم دوست که زبانم غافل است از وصف‌ت ؟ . #کمی‌شاعری
خوش آن سخن که پیرانِ زمانه گفتند : تو را به هلاکت برند یکی هم‌نشین با بدان و دیگری زبانِ سرخ خویش .
نمی‌دونم از کجا شروع کنم ولی علاقه‌ی من به نویسندگی‌ِجان؛اونجا رونق پیدا کرد که دبیری که هرسه سال راهنمایی باهاش کلاس داشتمُ‌دارم: اشتباهات‌ت رو قشنگ به رخ‌م کشید و چه بسا الانم میکشه مورد قبول‌ش نشدم آن‌چنانا ولی خب‌ب ؛جالب اینجاست؛امروز هم قرار بود یه تکلیف‌ی بیاریم ما هم که فقط بلدیم بپیچو‌نیم[چون فصل امتحانا بود یادمان رفت ] .🗿😂 ؛ بعدم ایشون یه صفر ناب مهمونمون کنههه که یادش رفت خخخ ماهم بچه پاک ساده اصلا به روش نیاوردیم خرخونایِ کلاس می‌خواستن بگناا ولی خب اجازه صادر نکردیم .🤣✅ . .