<قلمِدل-
چه گویم دوست که زبانم غافل است از وصفت ؟ . #کمیشاعری
خوش آن سخن که پیرانِ زمانه گفتند :
تو را به هلاکت برند یکی همنشین با بدان و دیگری زبانِ سرخ خویش .
#کمیشاعری
نمیدونم از کجا شروع کنم ولی علاقهی من به نویسندگیِجان؛اونجا رونق پیدا کرد که دبیری که هرسه سال راهنمایی باهاش کلاس داشتمُدارم: اشتباهاتت رو قشنگ به رخم کشید و چه بسا الانم میکشه مورد قبولش نشدم آنچنانا ولی خبب ؛جالب اینجاست؛امروز هم قرار بود یه تکلیفی بیاریم ما هم که فقط بلدیم بپیچونیم[چون فصل امتحانا بود یادمان رفت ] .🗿😂 ؛
بعدم ایشون یه صفر ناب مهمونمون کنههه که یادش رفت خخخ ماهم بچه پاک ساده اصلا به روش نیاوردیم خرخونایِ کلاس میخواستن بگناا ولی خب اجازه صادر نکردیم .🤣✅ .
#نیمهکهنُنیمهجدید .
<قلمِدل-
نمیدونم از کجا شروع کنم ولی علاقهی من به نویسندگیِجان؛اونجا رونق پیدا کرد که دبیری که هرسه سال را
و میدونم اگه دبیر ادبیاتم؛
الان این پیام با این کلمات ادبی و عامیانه که معلوم نیست چی به چیه روبهرو شهه کلن از مدرسه استعفاء میدن😔🤣 .
_درس خوندنِ من برای امتحان؛اینجوریه ِ که↓
+کتاب رو که میبینم گریهام میگیره؛رمانام رو که میبینم قهقهه میزنم پس میرم رمان بخونمم😔✨ :]🤣 .
<قلمِدل-
خوش آن سخن که پیرانِ زمانه گفتند : تو را به هلاکت برند یکی همنشین با بدان و دیگری زبانِ سرخ خویش .
هر چه خویش گَردم به گردِ تو کم است باز انگار ای دوست .
#کمیشاعری
<قلمِدل-
•🦋🩵• ◞بِسـمِ الࢪَّحیمِ الذۍ لایُخَیِّبُ الࢪَّجاء◜ بہ نام مھࢪبانۍ ڪہ امیدها ࢪا ناامید نمۍڪند
•🦋🩵•
◞بِسـمِ الࢪَّحیمِ الذۍ لایُخَیِّبُ الࢪَّجاء◜
بہ نام مھࢪبانۍ ڪہ امیدها ࢪا ناامید نمۍڪند
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
_اللهمصلعلیمحمدوآلمحمد😭✨ .
#چونقشنگبود .
<قلمِدل-
_
خنده یك داروی ِ تقویتی است ؛
تسکینی برای درد . . . !✨🪐 .
پ؛ن:ستایشِ نورِ مصنوعی🥀✨ .
#روزمرگیناب .
𝐣𝐨𝐢𝐧𔘓↴✍🏻🫀 .
‹‹@deel_128››
هدایت شده از خانمِروانشناس𓍼𔘓
من ممکنه از یکی متنفر باشم و بخوام سر به تنش نباشه ولی اگه یه ذره باهام مهربون باشه سریع گول میخورم و نظرم عوض میشه،
دوباره بهش محبت میکنم و تاازه عذاب وجدان میگیرم که چرا اصلا با طرف بد بودم و این آدم به این مظلومی و سادگی خاک به سر من که انقد نامردم.😐😂