در بهبهی جریان بیروح اطراف؛
من زندگی میکنم در اعماق جنگل ذهنم!
در اینجا همه پیمان میبندیم برای باهم بودن، ما گوش میسپاریم بهموسیقی طبیعت، قدم میزنیم در میان پیچکهای سبزرنگ و سرمیکشیم فنجانتلخ زندگی را؛
از شلوغی، سروصدا،بچههای که مدام سرو صدا میکنن، افرادی که بیدلیل بهم ذل میزنن، فشاری که بهم وارد میشه و...متنفرم؛
و جالب اینجاست دارم همشو تجربه میکنم!