شاعرِ آیینهها
آه زندگی منم که هنوز باهمه پوچی از تو لبریزم؛ عصیان/فروغ
چه گریزیست ز من؟
چه شتابیست به راه؟
عصیان/فروغ
هدایت شده از 'پریزاد غزل'
از آدم هایی که زود سین میکنن، نادیده نمیگیرن کسی رو، حس ناکافی بودن نمیدن، در مکان های عمومی با هنذفری موزیک گوش میدن، تو خیابون زباله نمیندازن، به طور همزمان تشکر میکنم.
هدایت شده از خاکسترِسیاه"
هر وقت نمیدونم باید چیکار کنم، یه لیوان چایی برای خودم میریزم.
شاعرِ آیینهها
هر وقت نمیدونم باید چیکار کنم، یه لیوان چایی برای خودم میریزم.
چایی دوای هر دردیه، حتی درد افکار؛
کاش وقتی که من برای امتحان انشا یک صفحه کم اورده بودم و داشتم یه ورق دیگه هم درخواست میکردم، بچه های دیگه از زیاد بودن تعداد خط ها حرف نمیزدن.
Pov: با فکر به بعضی از خاطرات زیبات لبخندی میشی، که یهو یادت میاد دیگه نمیتونی تجربهشون کنی و افکارت متشوش میشه.