eitaa logo
شاعرِ آیینه‌ها
266 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
24 ویدیو
1 فایل
در بهبه‌ی جریان بی‌روح اطراف؛ من زندگی می‌کنم در اعماق جنگل ذهنم! در اینجا همه پیمان می‌بندیم برای باهم بودن، ما‌ گوش می‌سپاریم به‌موسیقی طبیعت، قدم‌ می‌زنیم در میان پیچک‌های سبز‌رنگ ‌و سرمی‌کشیم فنجان‌تلخ زندگی را؛
مشاهده در ایتا
دانلود
کاش وقتی که من برای امتحان انشا یک صفحه کم اورده بودم و داشتم یه ورق دیگه هم درخواست می‌کردم، بچه های دیگه از زیاد بودن تعداد خط ها حرف نمیزدن.
توصیف اخلاق و رفتار بعضی ها، اونقد وقیحانست که ازش قاصرم.
چرا دیدگاهم به یکسری چیزها انقدر تغییر کرد؟
Pov: با فکر به بعضی از خاطرات زیبات لبخندی میشی، که یهو یادت میاد دیگه نمیتونی تجربه‌شون کنی و افکارت متشوش میشه.
هدایت شده از 'پریزاد غزل'
خیلی سریع در کابینت ها رو باز کردم و با هول داخلشون رو میگشتم، نبود، اینجا هم نیست این دیگه آخرین جایی بود که به ذهنم خطور می‌کرد، نشستم وسط آشپزخونه و دستام رو گذاشتم روی سرم، ممکنه دیگه پیداش نکنم؟ ممکنه من همیشه من بمونم؟ احساس خلاء میکردم داخل سینه‌م، نمیدونم، شاید جایِ خالی احساس شادیه، چه تیکه بزرگی از وجود آدمی‌زاد دنبال شادیه. Deep in the forest
کوتاه بود؛ ولی بشدت فاخر:)
همه چیز ها مانند خونی که مارا با هم یگانه می‌کند، به هم پیوسته است.
ما میدانیم زمین متعلق به ما نیست، ما متعلق به زمین هستیم...:)