-در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا میخورد و میتراشد. این دردها را نمیشود به کسی اظهار کرد، چون عموماً عادت دارند که این دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پیشآمدهای نادر و عجیب بشمارند.-
|بوف کور
|صادق هدایت
چرا موقع امتحان ها،
هم زمان هم مریضم، هم دلم میخواد نقاشی بکشم، هم خستم هم ناراحتم؟
خب دوست عزیز تو هم بودی درس نمیخوندی.
هدایت شده از شاعرِ آیینهها
صبح یعنی؛
وسطِ قصهی تردیدِ شما
کسی از در برسد
نور تعارف بکند!
| سهراب سپهری
روز به روز بیشتر میفهمم اصلا به این کره تعلق ندارم، ساعت هایی که من دوست دارم بیدار بمونم، ساعت خواب و ساعت های که دوست دارم بخوابم، ساعات بیداری هستند.