eitaa logo
شاعرِ آیینه‌ها
268 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
24 ویدیو
1 فایل
در بهبه‌ی جریان بی‌روح اطراف؛ من زندگی می‌کنم در اعماق جنگل ذهنم! در اینجا همه پیمان می‌بندیم برای باهم بودن، ما‌ گوش می‌سپاریم به‌موسیقی طبیعت، قدم‌ می‌زنیم در میان پیچک‌های سبز‌رنگ ‌و سرمی‌کشیم فنجان‌تلخ زندگی را؛
مشاهده در ایتا
دانلود
' IN A WORLD FULL OF PRINCESSES BE A WITCH ' ' تو دنیایی ‌که پر از پرنسسه، تو جادوگر باش '
"نمیدانست چه باید بکند. لحظه‌ای در سکوت قدم زد و گفت: تو دنبال که میگردی؟ -دنبال خودم." سمفونی مردگان/ عباس معروفی
-پروانه زمزمه میکرد شعری را زیر لب، تکیه زد بر درخت چنار کنار جوی و چشمانش را بست تا به افکار پیچده‌اش سرو سامانی دهد. زندگی؛ مدت ها بود که ذهنش درگیر این کلمه بود و افکارش بوی کنجکاوی گرفته بود. زندگی. زندگی؟ به راستی که زندگی چیست؟ احساس میکرد دفتری سفید بر روبه رویش باز است و او تاکنون کلمه در آن ننوشته است. گوی کلمه این نداشت تا بنویسد. در هر هنگام که چشمانش را باز میکرد و سعی داشت تا بند دور بالهای هدف هایش را باز کند زنجیری جای آنرا میگرفت و قفلی به چرا‌های مغزش میزد. چشمانش را باز کرد پروانه ای سبز‌بر روی شانه‌اش نشسته‌ بود. همان لحظه بود که متوجه شد ، زنجیر دور او را گرفته بود ولی او کلید را داشت! دستان بسته و کلید در دست؛ اما او می‌توانست به تنهایی زنجیر را باز کند؟ از جایش بلند شد. پروانه پرید.. باز هم او بودو تنهایی هایش... آری او تنها نبود او مغزش را داشت افکارش را... او به هیچ کس احتیاج نداشت جز متحد بودن خودش به خودش 'Deep in the forest'