اگه تو سلاح داشته باشی و من هم سلاح داشته باشم، میتوانیم دربارهی قانون صحبت کنیم. اگر تو چاقو داشته باشی و من هم چاقو داشته باشم، میتوانیم دربارهی قوانین صحبت کنیم. اگر تو دست خالی بیایی و من هم دست خالی بیایم، میتوانیم دربارهی منطق صحبت کنیم. اگر تو سلاح داشته باشی و من فقط چاقو داشته باشم، آن وقت حقیقت در دستان توست. اگر تو سلاح داشته باشی و من چیزی نداشته باشم، آنچه در دست داری فقط یک سلاح نیست، زندگی من است. مفهوم قانون، قوانین و اخلاق فقط زمانی معنا دارند که بر پایه برابری باشند. حقیقت تلخ این دنیاست، که وقتی پول سخن میگوید، حقیقت سکوت میکند. و وقتی قدرت سخن میگوید، حتی پول هم سه قدم به عقب میرود. کسانی که قوانین را میسازند، غالبا نخستین کسانی هستند که آن را میشکنند، قوانین برای ضعیفها زنجیر و برای قدرتمندان ابزار است. در این دنیا هرچیز خوبیرا باید برایش جنگید. استادان این بازی با شدت برای منابع رقابت میکنند، در حالی که فقط ضعیفها بیحرکت مینشینند و منتظرند سهمی به آنها داده شود.
-ویتو کورلئونه.
از نظر دیکتاتورها مردم دو دستهاند، آنهایی که باید گول بخورند و آنهایی که باید گلوله بخورند.
-جورج اورول.
زندگی داره از درون ذره ذره به ویرانی میکشونتم، ولی همزمان احساسی رو درونم به وجود میآره که از قطع کردن اتصالم باهاش سر باز بزنم.
شاعرِ آیینهها
اونقدر بزرگ، که زانوانم کم کم دارن زمین رو لمس میکنن.
انگار بدنم میخواد با خاک خونآلود زیر پاش یکی بشه.