eitaa logo
_دٌخـتَـــࢪاݩ زَهــرایــــی_
204 دنبال‌کننده
3.4هزار عکس
1.6هزار ویدیو
63 فایل
به نامش،درپناهش✨... اَلْحَمْدُللهِ اَلَّذْی خَلَقَ اُمّی اَلْزَهْــــــ💕ــرٰا و آنـی که گَر حُکم کُنَد هَمِگـی مَحکـومیم... https://eitaa.com/hadidsaz آیدےخادِم🌸⃟ 🌿 شرایط کانال:👇 @doghei شروع جهاد"٠٠/٣/٣"
مشاهده در ایتا
دانلود
شبتون زهرایی💖 یاعلی (✷‿✷)
شـروعـ فـعـالــــت (. ❛ ᴗ ❛.)
❣️ ❣️ او حاضر و ما منتظران پنهانیم هرچند که از غیبت خود میخوانیم با این همه ای روشنی جاویدان تا فجر فرج منتظرت می مانیم 🌹تعجیل در فرج صلوات🌹 🌹🍃🌹🍃
بـهـ وقـتــ رمــانــ💕
❤️ ٩ حاج خانوم : خب دخترای گلم از خودتون بگید فاطمه: چی بگم حاج خانوم😊 من و فائزه السادات باهم دوستیم من و آقا علی که داداش فائزس الان تقریبا یک سالی هست که عقد کردیم و نامزدیم. برای ارتحال امام اومده بودیم قم که اینجوری شد و از کاروان جدا شدیم و اقاجواد کمکمون کردن و بعدشم علی جان رو جمکران دیدیم. حاج خانوم : فائزه جان مادر تو چرا این قدر کم حرفی😳 حاج اقا که میگفت امروز حسابی با جواد دعوا کردی و حسابی زبون ریختی😄 خاک تو سرم😱 این حاجیم که زن زلیله همه چیزو به حاج خانوم گفته😁 شرفم افتاد کف پام رفت 😔 سرمو از حجالت پایین انداختم فاطمه: نه حاج خانوم این کم حرف نیست الانم نمیدونم چیشده بچه عاقلی شده😂 من و فائزه متولد ۷۶ دوتایی من رشته علوم انسانی فائزه هم عکاسی 📷 البته فائزه چندسالیه توی یه نشریه نوجوان مشغوله و خبرنگاره😉 حاج خانوم : فائزه جان شما نامزد داری ؟ بالاخره دهن باز کردم 😐 _نه حاج خانوم حاج خانوم : ان شالله همه جوونا عاقبت به خیربشن تا شب خونه سید اینا بودیم و وقتی که عزم رفتن کردیم مگه گذاشتن ما بلند شدم😱 الا و بلا که باید شب اینجا بمونید😜 منم که تو دلم قند آب میکردن کیلو کیلو😍بالاخره قرار شد شب اونجا بمونیم 😉به پیشنهاد حاج خانوم آقاسید قرار شد مارو ببره یکم بگردونه تو شهر😊 از حاجی جون و حاج خانوم خداحافظی کردیم و سوار ماشین سید شدیم. سید: خب بنظرتون کجا بریم؟🙄 علی: بابا ما که جایی رو نمیشناسیم خودت برو یه جا😑 سید: اخه گیج شدم نمیدونم کجا بریم.😢 خانوما شما نظری ندارید؟ فاطمه: نه هرجا بهتر میدونید بریم _من تعریف بوستان علوی رو خیلی شنیدم 🤓 میشه بریم اونجا سید: عه اره اصلا حواسم به اونجا نبود😜 بریم یه بسم الله و گفت راه افتاد و من به این فکر میکردم که چقدر صداش قشنگه.... و چقدر شبیه صدای خواننده محبوبم حامد زمانی...چند دقیقه ای هنوز نگذشته بود که ضبط ماشین رو روشن کرد... بابا طلبه ام که هست پس احتمالا الان باید یا سخنرانی حاج اقا پناهیان گوش بدیم یا مداحی آهنگران😒 این آخرین قدم برای دیدنت....این آخرین پله واسه رسیدنت.... _آخ جوووون فاطمه حامد زمانیه😍 علی با تاسف و خنده سرشو تکون داد 😃 فاطمه ام شروع کرد به خندیدن😂 سید آینه ماشینو روی چشمام تنظیم کرد و گفت : شماهم حامد زمانی گوش میدید؟🙂 _گوش میدم؟؟؟ طرفدارشم شدیدددد😍 سید: منم همینجور پس همسنگر در اومدیم🤔 وقتی دوباره خواست آینه رو به حالت اول برگردونه آستین پیراهنش رفت کنار و تسبیح آبیش معلوم شد😍 خدای منم اونم نحن صامدونیه😊 °•°•°•°•°•°•°•°•☆⁦♡•✾•♡☆⁦•°•°•°•°•°•°•°•° @Defenderp