نمیدانم اگر موسیقی و چای و قهوه را نداشتم، اگر با نور و با گیاه و با کتاب حالم خوب نمیشد، اگر پاییز و بهار و باران و برف را دوست نداشتم...
برای دلخوشی در خالیترین حالات ممکن جهانم، به کدامین اتفاق ، چنگ میزدم و کدامین طعم و تصویر را بهانه میکردم و کدامین دلخوشی کوچک را در آغوش میکشیدم، تا به خودم بقبولانم زندگی هنوز هم زیباست...!؟
ازدواج بعد از ۳۰ سالگی بازم قشنگه!
بچه دار شدن بعد از ۳۵ سالگی همچنان ممکنه!
خونه خریدن بعد از ۴۰ سالگی باز هم کار بزرگیه!
درس خوندن تو ۴۵ سالگی بازم تقدیر داره!
شروع کردن به ورزش تو ۵۹ سالگی
بازم زیباست!
هدیه خریدن برای عشقت تو ۶۰ سالگی بازم بینظیره!
پس اجازه نده افکار پوسیده ی دیگران مسیر زندگیتون رو تغییر بده!
سلام بر تویی که
آنقدر قوی حسابت کردند که نه کسی
همراهیات کرد و نه کسی نگرانت شد
و همیشه خودت تک و تنها زخمهات را بستی
و اشکهات را پاک کردی و مقتدرانه
به پیش رفتی و ادامه دادی، جوری که
با وجود آنهمه زخم، حتی احتمال هم ندادند
که تو در خلوتت چقدر شکنندهای و چقدر نیاز به حمایت داری.
زندگی تغییر میکند.
عشق را از دست میدهی.
دوستانت را از دست میدهی.
تکههایی از خودت را گم میکنی.
و سپس، بدون اینکه متوجه شوی، همه اینها برمیگردند.
عشق جدید وارد میشود.
دوستان بهتری میآیند.
و تو قویتر و باتجربهتر از قبل در آینه به خودت نگاه میکنی.
اتاقی که در آن همیشه به تو فکر میکنم را
دوست می دارم ؛
پنجره اَش را
فرشی که بر روی آن به خواب می روم
دیوار ساده اَش با یک تابلو نقاشی ،
کمد اَش با لباس های خسته و بی جان ،
این ها آخرین چیز هایی ست که مرا خوشحال می کند.
آدم اول دلتنگیش رو به زبون میاره، اما انقدر شنیده نمیشه که از یه جایی به بعد مجبور میشه تنهاییش رو زندگی کنه. آدمی که با تنهایی خو گرفته، دیگه چیزی برای از دست دادن نداره.
برای نبودن، همیشه بهانه هست. عجیب نیست؟ ما همیشه منتظر کسی هستیم که برای دیدنمون هیچ فرصتی نداره.