یه دیالوگ از فیلم دلتنگی هست که منو یاد کسایی انداخت که جزئیات کوچیکی از ما رو یادشون میمونه؛
حمید: خب من واقعاً ازت ممنونم.
ناهید: به خاطر چی ممنونی؟
حمید: به خاطر چیزهای خیلی کوچیک. به خاطر اینکه یادت بود من این رستوران رو خیلی دوست دارم. یادت بود بهترین غذایی که دوست دارم باقالیپلو با ماهیچهاس. یادت بود با غذام فلفل میخورم. بعد غذام حتما خلال دندون برمیدارم؛ حتی یادت بود از صدای خیار تو سالاد بدم میاد. ازت ممنونم به خاطر همه چیزهای کوچیک که برای آدمای دیگه اهمیتی نداره.
ناهید: از همه اینا چه نتیجهای میگیری؟
حمید: اینکه هنوز دوستم داری.
یه وقتایی باید خودخواه باشی.
فقط به این فکر کنی که خودت چی میخوای
و با چی خوشحال میشی. بقیه رو بذار کنار!
یه نوشته از آلبرت انیشتن نسب به آدمای دورو هست که میگه «دنیا پر است از انسانهای به ظاهر زیبا که هر روز لباسی بر تن می کنند. ولی نزدیکشان که میشوی بوی کهنگی عقایدشان آزارت می دهد!»
اگه امروز بهترینت رو انجام ندی، یک روز در آینده پشیمون میشی! هیچوقت فکر نکن که خیلی دیر شده؛ روش کار کن. ممکنه زمان زیادی بخواد، ولی هیچی با تمرین کردن بدتر نمیشه. پس تمرین کن.
ممکنه غمگین یا ناامید بشی! اما این نشون میده که تو داری کارت رو خوب انجام میدی.
یکی از قشنگترین تعاریف دوست داشتن از نظر من رو
میلان کوندرا تو این دیالوگ تعریف کرده:
- چرا گاهبهگاه از قدرتت در برابر من استفاده نمیکنی؟
فرانز به آرامی پاسخ داد:
- زیرا «دوست داشتن»، چشمپوشی از قدرت است...