روزها پیادهروی فایده نداره. صدا و نور و شلوغی مزاحم خیالبافیِ آدمه. باید صبر کرد تا شب بشه..
به نظرم قشنگترین شکلی که میشه به کسی دوست داشتنمون رو نشون بدیم اینه که بهش ثابت کنیم اون آدم کافیه.
برای خوشحالی، برای عشق، برای آرامش، برای تکیه کردن، برای پا به پای هم تلاش کردن. برای همه ی اینا کافیه.
بدترین قسمت بعضی روزا اینه که نمیدونی دقیقا چی کمه، فقط میدونی یه چیزی سر جاش نیست.
از تلخترین جملات تاریخ ادبیات شاید عبارت کتاب «انّی راحلة» السباعی باشه؛
جایی که دختری عاشق رو به زور به عقد مرد دیگهای در میارن، وقتی حلقه رو به دستش می ندازن می گه هرگز گمان نمیکردم که آدمیزاد «يُمكنُ أن يُخنقَ من إصبعه»، ممکن است از انگشتانش هم به دار آویخته شود.