هیچی آزار دهنده تر ازین نیست که دوباره خودمو تو همون نقطه ای پیدا کردم که با تموم وجود تلاش کردم ازش بیام بیرون.
هیچیو نمیتونی از من پنهون کنی؛ یا حسش میکنم، یا خوابشو میبینم، یا میبینمش، یا بالاخره پیداش میکنم، باور کن من همیشه میفهمم.
اونجا که هوشنگ ابتهاج میگه:
هر چه به گرد خويشتن ، می نگرم در اين چمن
آينه ی ضمير من ، جز تو نمی دهد نشان ..
اونجا که مریم نوری میگه:
بلدم شعر ببافم، بلدم ناز کنم
بلدی گیس ببافی؟ بلدی باز کنی؟!
تو که استاد سخن نام گرفتی امروز!
بلدی عشق خودت را به من ابراز کنی؟