گلهای سرخ باغچه تو را صدا میزنند، گنجشکان در جشن صبحگاهی خود نام تو را میبرند،
پروانهها تصدق نگاهت میشوند،
خورشید برای تو طلوع میکند،
باران بخاطر قلب زلال تو میبارد،
اصلا تو باشی دنیا زیباست،
تو باشی تمام صبحها بخیر میشود
و من هر روز عابر خیابان عشق میشوم
همان جا که اولین بار چشمان تو را دیدم و دل باختم..
#صبحت_بخیر_جانا
#سمیه_زارع
@delane313
هنوز هم چشمش به راه هست، هنوز هم نور امیدی در دلش سوسو میزند شاید عزیزدلش برگردد..
هر روز صبح حیاط خانه قدیمی را آب و جارو میکند، ناهارش را بار میگذارد، سماور نفتی عهد قاجار را روشن میکند و قوری گل سرخی را روی آن میگذارد..
عطر چای تازه دم میپیچد..
نگاهش را دور تا دور اتاق میچرخاند انگار همه چیز مهیاست..
عصا زنان خودش را میکشاند تا دم در و روی سکوی جلو خانه مینشیند و مثل همیشه چشمش به آخر گذر کوچه میماند، گاهی حس میکند کسی شبیه او از دالان کوچه به سویش میآید، هرچند چشمانش کم سو شده ولی قد و بالای رعنای جوانش هنوز جلو چشمش هست...
کوچه پر از سکوت است اما هنوز نگاهش به راه است،پرس و جو که کرده گفتهاند پسرش مفقودالاثر شده و هیچ خط و خبری از او ندارند...
سالهاست انتظارش را میکشد، دست خودش نیست،
مادر است دیگر..
#شهیدانھـ
#سمیه_زارع
@delane313
💔
تاب میآورم
تمام نبودنها را
تمام رفتنها را،
تاب میآورم تلخی خداحافظی را،
دلتنگی را،
تمام آشفتگیها و بیقراریها را،
اینکه نیستی و هر شب بدون تو گریه میکنم،
تاب میآورم غم نبودنت را چون تو از من خواستهای محکم باشم،
گفتی نمیخواهم دلبسته شوی و بیش از این زیر بار غم له،گفتی بخاطر قلب خودت برو
اما نفهمیدی خیلی قبلتر از این حرفها دلبسته شده بودم.. خیلی قبلتر...
و حالا زیر حجم این همه تنهایی هیچ چارهای ندارم،
تاب میآورم
#به_وقت_دلتنگی
#سمیه_زارع
@delane313