6.59M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دلتنگ توام حضرت باران، نمیباری؟
زمین نفس گیر شده و بیمار..
بیمار از نبودنت..
از ندیدنت...
زمین تشنه شده و تبدار...
تبدار از فراقت...
از دوریت ...
زمین بیابان شده و تاریک..
تاریک از نورت..
از حضورت...
زمین خسته شده و دلتنگ..
دلتنگ از هجرانت..
از تنهاییات ..
زمین مچاله شده و خمود..
خمود از نخواستنت..
از نداشتنت..
حضرت باران ببار...
#اَللهُمَالعَجللِوَلیکَالفَـــرَج
#هذا_یوم_الجمعه
#سمیه_زارع
@delane313
7.52M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کریم ابن کریم💚
آقاجان خوش آمدی...
#سید_الکریم
@delane313
☘🌱☘🌱☘
کریم هست و فرزند کریم..
از نوادگان سبط اکبر رسولالله که تبارش با چهار واسطه به امام حسن مجتبی علیه السلام میرسد..
بزرگ مردی که امام هادی علیه السلام در وصف مقام والای اوفرمود: «زیارت قبر عبدالعظیم حسنی همانند زیارت سیدالشهداء علیه السلام میباشد»
ایران سراسر از نور ستارگان آسمان هاشمی میدرخشد..
مسافر ری شد و مرقد مطهرش کربلای ایران..
از حرمش نور حسینی ساطع میشود و شمیم بهشت را دارد...
از جور خلفای عباسی و اجبار به زندگی پنهانی عازم ایران شد و در سرداب یکی از شيعيان سکنی گزید، خانهاش محل رفت و آمد شیعیان شد و محور تجمع آنها..
چهار امام را درک کرد، هم عصر امام کاظم علیه السلام تا امام هادی علیه السلام بود
و اینچنین شد که به عظمت علمی و معنوی دست یافت و راوی احادیث اهلبیت علیهم السلام شد و آگاه به معارف دین و حقایق قرآن..
و همین ارتباط نزدیک با اهلبیت موجب شد که شدیدا تحت نظر باشد و از شهر رسول به ری کوچید..
روزگاری به محضر امام هادی علیه السلام مشرف شد و دینش را عرضه داشت؛امام فرمود:تو همان دینی را که پسندیده خداست برگزیدهای، خداوند تو را با گفتار ثابت در دنیا و آخرت تثبیت میکند...
🍃
در شب وفاتش یکی از شيعيان خواب رسولالله را میبیند که میفرماید: فردا یکی از نوادگان من در ری از دنیا میرود، او را به باغ عبدالجباربن عبدالوهاب ببرید و کنار درخت سیب دفن کنید،
فردایش که به نزد صاحب باغ رفت او هم همان خواب را دیده بود و اینچنین شد که باغش را وقف کرد و معروف شد به مسجدشجره..
در بیان مقامات باطنیاش کلام قاصر است و مجالی نیست..
زیارتش نصیبتان💚
#مسافر_ری
#کریمابنکریم
#سمیه_زارع
@delane313
🍁🍂🍁🍂🍁
دختر زیبای آبان دارد بار و بندیلش را جمع میکند..
چمدانش را آماده کرده و جلوی در گذاشته..
فردا باید قبل از طلوع خورشید برود و جای خود را به آذر خانم بدهد..
قصه آبان و عاشقی، آبان و دلتنگی، آبان خاطرهانگیز هم تمام شد..
کتابش را میبندد و گوشه طاقچه امسال میگذارد..
آخرین شبِ بودنش را کنار دانه یاقوتی انار پاییز و خرمالوهای رسیده بیدار میماند..
حواسش هست خواب نماند...
فانوسش را روشن کرده و قبل از طلوع آفتاب در جاده مه آلود قدم زنان دور میشود...
آبان میرود ولی عطرش تا آخر پاییز همچنان همین دور و بَر است...
#پاییز_آبان_شب
#سمیه_زارع
@delane313
🍁🍂🍁🍃🍂🍁🍂
آذر بانو، شاهزاده پاییز
سوار بر ارّابه طلایی
از بین جنگلهای انبوه میرسد..
باران نرم نرمک میبارد،
بوی خاک باران خورده میپیچد،
و صدای خش خش برگها قشنگترین سمفونی را اجرا میکند..
در هیاهوی صبحگاهی گنجشکان ورود دختر پاییز را به جشن نشستهاند..
و در رقص برگهای رنگارنگ، عطر گیسوانش موج میزند...
پاییز روی ماه آذر بانو را میبوسد و دروازه شهر را به رویش میگشاید...
آغاز پادشاهی آذرماه به شادکامی ❣
#آذر_بانو
#پایان_سلطنت_آبان
#سمیه_زارع
@delane313