من اگه امشب روضه خانمُ نخونم نمیشه ، یازهرا .. گریه کنا آماده اید روضه بخونم!؟..
_سر بریده کآن داره حرف میزنه .. دخترم این اتفاق که با سیلی و تازیانه بریزن یه خانمُ بزنن فقط اینجا نبوده ریشه اش مدینه ست .. (کی؟!)
منو حسن میلرزیدیم .. بابامونو میبردن مسجد .. مادرمون پشت در افتاده بود ..
_فقط یه جمله میگم اونم از زبان امام حسن مجتبی ؛ تو اون مجلس هرکی بلند شد یه حرفی زد به امام مجبتی .. یه وقت مغیره بلند شد ، (تا بلند شد) امام حسن گفت تو بشین و اما انت یا مغیره ،أَنْتَ الَّذِی ضَرَبْتَ فَاطِمَةَ بِنْتَ رَسُولِ اللهِ حَتَّی أَدْمَیتَهَا وَ أَلْقَتْ مَا فِی بَطْنِهَا ..(یعنی چی؟).. یعنی یادم نمیره مادرمُ گیر .. آوردی انقدر زدی .. مادرم تو خون خودش غلطید ..
گردیده بود قنفذ هم دست با مغیره...
او با غلاف شمشیر این تازیانه میزد...
من ایستاده بودم دیدم که مادرم را...
قاتل گهی به کوچه گاهی به خانه میزد...
_امشب نگم کی بگم؟! یه بیت دیگه میگم از خرابه دوباره میبرمت مدینه .. صدا زد بابا :
اگر با دست دنبال تو میگردم مکن مَنعم...
که با یک ضربه سیلی ز چشمم رفته بینایی...
_دوباره کآن سر بریده شروع کرد روضه خوندن .. آی دخترم قبل از اینم این اتفاق افتاده :
روزی که عدو به کوچه راهم بگرفت..
ابر سیهی چهره ماه م بگرفت..
با دست به دنبال حسن میگشتم...
_رحمت خدا به این ناله ها من چیزی نگفتم اینجور داری گریه میکنی .. حرف اخرمُ بزنم..
گفت بابا قبوله قبلا هم مادرتو زدن چشماشم نمیدید قبوله ولی من فرق دارم...
بابا من فرق دارم...
حسین ستودهمن دیگه اون رقیه ای.mp3
زمان:
حجم:
14.9M
_اباعبدلله...
دل پره آهه...
طفل سه ساله ی تو نزدیک یه ماهه...
همدم درده...
#حسینستوده
_اشکی ریخته شد...
دلی شکست...
دلی آتیش گرفت...
به یاد ما هم باشید...
نیازمند دعاهاتون...