-تو روایت داریم:
فرمود من یاد حسین افتادم چی کار کنم؟
فرمود سه مرتبه بگو:
صلی الله علیک یا ابا عبدالله
السلام یصل الیه من قریب او بعید
سلام از دور و نزدیک بهش میرسه؛...
- هر روز بعد از نمازت:
در ایام محرم و صفر
سه باری که گفتم رو بگو
بعد یه خط شعر بخون
هیچ نگران نباش که گریه هم نمیکنی
ولی با توجه بخون....
- من میگم این شعر رو بخون:
حفظش کن خب؟!
روضه خوانت میشوم
با روضه ای تک مصرعی
بر زمین بودیُ بر جسم تو پیراهن نبود💔...
- یا اباعبدالله...
این شعر رو بعد این نماز ها
بعد سلام به امام حسین بخون...
هی چند بار میخونی بزن به پیشونیت...
یه حال غم دیده ای بگیر؛
اصلا گریه هم نکن...
یه روز،دو روز، سه روز اصلا یک ماه
ولی یه دفعه خداشاهده..
همینجوری داری عادی میگذرونی..
ولی یه دفعه بعد یه نمازی..
یه دفعه میبینی نمیتونی بلند شی
یه دفعه میبینی یکی انگار دلت رو گرفته تو دستش..
ای مهربان تر از پدر و مادرم حسین؛/
- میگه بیا یه ذره بشین؛...
کجا؟! باهات کار دارم..
چند روز هی منو صدا میزدی
هی میرفتی..
الان اومدم...
الان وقتش شد که بیام؛
- رقیه سه ساله رو چه کسی بغل کنه؟
این شب ها دیگه رقیه بابایی نداره
این روز ها دیگه رقیه عمو نداره
یه دختر بچه سه ساله رو تصور کن
کی دلش میاد اون رو کتک بزنه اخه؟!
- کی جای زخم های رقیه خاتون رو میبوسه؟!
میگفت عمه..
همه صورت من قدر کف دستی نیست...
چطور دلشون میاد با دستای بزرگشون منو کتک بزنند؟!
ولی بابا
من یه چیزی بهت بگم ها.
تو نیستی
من فقط یکم موهام سوخته...
یکمم کبودِ رنگ بدنم
دختر سه ساله تنهایی میترسه...
- بابا یه دختر مگه چقدر توان داره
اونم یه دختر سه ساله
که دست بهش بزنی کبود میشه
ای ننگ بر تو دنیا
که در طول این تاریخ
هیچ ظلمی در اینجا به اندازه ظلم به بچه های ابی عبدالله نمیرسه؛
سر مبارك ابی عبدالله رو ك آوردن پیش سه ساله ؛ رقیه گفت بابا من دیگه آب نمیخوام ، دستای گرم تو رو میخوام...
فك کن سـر بریده ی عزیز دلت رو بیارن جلو چشمات ، تشنگی ك سهله.. ادامه ی زندگی یادت میره:)
- میگفت عمه عمه..
لباسام یکم نا مرتبه
ولی اگه بابا بخواد بیاد به دیدنم
هنوزم قشنگم مگه نه؟؛
دلتون شکست برای منه حقیر هم دعا کنید!
_به رسم ادب
الهی به دل شکسته رقیه خاتون 💔؛
الهی به دل شکسته رقیه خاتون 💔؛
الهی به دل شکسته رقیه خاتون 💔؛