أعيرني يديك قليلًا أريد أن أفك بها ضفائر حزني...دستانت را اندکی به من امانت بده، میخواهم با آن گره از بافتههای اندوهم بگشایم... برگردان: #فاطمه_محبی
با هر ذره از نبودنت آنقدر در زیر و بم این خانه گشتهام که روزی باستانشناسانویرانههای رقصی را از لابه لای تنهاییِ آجرهایش بیرون خواهند کشید روزبه_سوهانی
همیشه از آدمهای"یهویی" متنفر بودم ...یهویی میان
یهویی عاشق میشنیهویی مهربون میشن
یهویی وابستهات میكننیهویی عصبی میشن
یهویی زنگ میزننیهویی جواب نمیدن
یهویی میان بغلتیهویی میرن بغلِ یکی دیگه
یهویی هم میذارن میرن ...از این آدمها بترسید ... چون شما روهم آلودهی یهوییهاشون میكنن ... #علی_قاظي_نظام
هر جا که میروم،
ردپای تو را در میانهی اتفاقات میبینم. در آهنگ یک موسیقی، در عطر باران، و در سکوت شبهای تنها. دلتنگی برای تو، یعنی زندگی کردن در میانهیِ خاطراتی که دیگر جانی ندارند
اما هنوز مرا زنده نگه داشتهاند
تو نیستی، اما تمام جهان من، هنوز با رنگِ تو رنگآمیزی شده است.چقدر دشوار است که انسان، در میانهیِ حضورِ همه، تنها برای یک نبودن بیتاب باشد. #اعظم_کلیابی
لا تُعطي كُلّكَ إلى من يُعطيك بَعضَه.
«تمامات را نده به کسی که اندکاش را به تو میدهد.»🌱
محمود_درویش
-محبوبم! من برای دیدنِ شما همهی درها را زدهام. عاشقی خوب است.زندگی حلالِ کسانی که عاشقاند... #محمد_صالح_علا