824.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
درنهایت شبی برای اخرین باربه توفکرمیکنم وتمام میشوم...
نبودنت
جایی حوالی شقیقهام بساط کرده است..
درد می فروشد به تنم..
از تو چه پنهان گاهی پناه میبرم به غم.
آدم نه از سیگار میمیره نه از غصه
آدم از بیامیدی میمیره
از اینکه هرروز صبح چشمهاش رو باز کنه و ندونه چرا؟
شاید تقصیر ادبیات فارسی است!
که بعد از من و تو «ما» نمیآید «او» میآید:))
±گفتند بوسه را ترجمه کن؛
گفتم: لایق است برای لبها،
کافیست برایِ زخمها،
و حاکیست از دلتنگیها›
شبان آهسته میگریم ك شاید کم شود دردم
تحمل میرود اما شبِ غم سر نمیآید ..!
نیستی؟!
اما من دارمت همیشه....
جایی خلوت ودنج لا به لای تمام نداشته هایم!