حیف من، حیف من که حتی از دور هم حواسم بهت بود.
حتی وقتی حالت گرفته بود و تنها بودی.
کاش همه جا حرف از آمدنت باشد!
مثلا تیتر اول روزنامهها
یا نوشتهی روی دیوارها
و یا نقل مجالس زنان همسایه،
حتی به دروغ...!
چه دروغی زیبا تر از آمدن تو...
من هم بنشینم تکتک روزنامهها را بخوانم.
کار که نیست، لااقل تو را پیدا کنم...
هدایت شده از مجهولات
این پیام رو فواروارد کنید و لینک چنلتون رو در کادر بلوری پایین بفرستید، تا بگم اگر یه روز تو فرودگاه چمدونتون جابجا بشه، چی توی چمدون جدید پیدا میکنید که میفهمید این قضیه چندان هم اتفاقی نبوده؟!
[ لطفا مجهولات رو دنبال کنید ]
یک یادآوری روزانه: « لازم نیست جزئیاتی که خوشحالت میکنه، برای بقیه منطقی بنظر بیاد.»
احساس میکنم غمِ زیاد منتهی میشه به خستگی؛
مثلا من الان نه ناراحتم نه افسردم فقط خستهام از همه چی.