" دل ــنامه "
💢 من حسین خرازی هستم! 🔹به دفتر فرماندهى لشکر مراجعه کردیم. به اطاقى هدایت شدیم. از افراد حاضر در آن
میگه که،
خرازی نمیگفت جانم بفرمایید ..
میگفت بیا بریم به نماز اول وقت برسیم
بعد برداشت آوردتشون ناهار زدن..
نمیدونم چرا حس میکنم ناهارشون آبگوشت و سبزی وپیاز با نون خشک بود.
تازه بعدش، عنوان مسئولیتشم نگفت، همون یه اسمشو گفت. بعد گفت درخدمتم..
ماه رمضون یه جایی افطاری دعوت بودم
دیدم کنج یه دیوار، عکس شهید خرازی رو هم بین اون همه چهره ی اسمونی چسبوندن
" دل ــنامه "
ماه رمضون یه جایی افطاری دعوت بودم دیدم کنج یه دیوار، عکس شهید خرازی رو هم بین اون همه چهره ی اسمون
هیچی دیگه
بیشتر از اون جمع خوشم اومد🌱
" دل ــنامه "
💢 من حسین خرازی هستم! 🔹به دفتر فرماندهى لشکر مراجعه کردیم. به اطاقى هدایت شدیم. از افراد حاضر در آن
روایتای شهدا رو نخونده از دنیا نرید
صلوات...