" دل ــنامه "
یه روز، یه جایی... چیزای بدی به من نسبت دادن..
منم اون قدر حالم گرفته شد
که هیچی نگفتم...
" دل ــنامه "
منم اون قدر حالم گرفته شد که هیچی نگفتم...
نگاه کردم و هیچی نگفتم...
و دور شدم...
" دل ــنامه "
نگاه کردم و هیچی نگفتم... و دور شدم...
واقعا چی میتونه بگه آدم، وقتی حالشو میگیرن؟
من وقتایی که شوکه میشم جانِ هیچ توضیح و سوالی رو ندارم...
معمولا فاصله میگیرم و غصه میخورم و فراموش میکنم..
" دل ــنامه "
واقعا چی میتونه بگه آدم، وقتی حالشو میگیرن؟ من وقتایی که شوکه میشم جانِ هیچ توضیح و سوالی رو ندارم.
اون روز کوله و هنذفریمو برداشتم و خیلی راه رفتم...
بی هدف..
بدون مسیر..
فقط بخاطراینکه ذهنم بتونه بازیابی کنه..
دیدم کل معلم و مشاهیر و سعدی و کوثر و امام رضا و دوباره معلم و مشاهیرو نماز و کوثر و سعدی، و هیفده و امام حسین و حکیمو...
راه رفتم...
ادمایی که نمیدونن چی به روحت شلیک کردن، بد نیستن...
ادمایی که #میدونن چی به روحت شلیک کردن خیلی بدن بچه ها.. خیلی